پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق

۳۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ گر خورشیدی چرخ برینت نرسد
  2. شمارهٔ ۲ از درد تو ای ماهِ دل افروز آخر
  3. شمارهٔ ۳ بر خاکِ درت پای در آتش بودن
  4. شمارهٔ ۴ گفتی که «تو را چو خاک گردانم پست
  5. شمارهٔ ۵ پیوسته به آرزو تو را باید خواست
  6. شمارهٔ ۶ در عشق تو جز بلا و غم ناید راست
  7. شمارهٔ ۷ از بس که تو خود به خویشتن مینازی
  8. شمارهٔ ۸ دل بی تو ز اختیار بر خواهد خاست
  9. شمارهٔ ۹ ای عشق رخت واقعهٔ مشکل من
  10. شمارهٔ ۱۰ آن کس که ترا عزیزتر ازجان دید
  11. شمارهٔ ۱۱ گر از تو مرا کفر و اگر ایمان است
  12. شمارهٔ ۱۲ تا چند مرا خوار و خجل خواهی داشت
  13. شمارهٔ ۱۳ تا چند مرا سوخته خرمن نگری
  14. شمارهٔ ۱۴ آن است همه آرزویم عمر دراز
  15. شمارهٔ ۱۵ جانا! چو ز سر تا قدمت جمله نکوست
  16. شمارهٔ ۱۶ ای مونسِ جانِ همه کس! در من خند!
  17. شمارهٔ ۱۷ سهل است اگر کار مرا ساز دهی
  18. شمارهٔ ۱۸ بر خاک چو بادم ای دل افزای هنوز
  19. شمارهٔ ۱۹ گفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آید
  20. شمارهٔ ۲۰ بی یاد تو من سرزبان را بزنم
  21. شمارهٔ ۲۱ گفتم: «ز میان جان شوم خاک درش
  22. شمارهٔ ۲۲ یا رب چه دمم بود که دمساز نداد
  23. شمارهٔ ۲۳ گفتم: «چو تنم ضعیف و لاغر باشد
  24. شمارهٔ ۲۴ دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد
  25. شمارهٔ ۲۵ گر جان خواهد از بن دندان بدهم
  26. شمارهٔ ۲۶ از بس که بخورد خون من بیدادی
  27. شمارهٔ ۲۷ تا از غم تب دلش به صد درد افتاد
  28. شمارهٔ ۲۸ ماهی که دلم زو به بلا افتادست
  29. شمارهٔ ۲۹ ماهی که به قد سرو روانم آمد
  30. شمارهٔ ۳۰ دل در غم تو غرقهٔ خونِ جگر است

متن اشعار به نقل از گنجور.