پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن

۳۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ آنجا که نه جان رسید ونه تن آنجا
  2. شمارهٔ ۲ می نرهانی مرا ز من، من چکنم
  3. شمارهٔ ۳ پیوسته دلم به جانت میخواهد جُست
  4. شمارهٔ ۴ چندانکه مرا میل به رفتن بیش است
  5. شمارهٔ ۵ راهی به خودم که مینماید آخر
  6. شمارهٔ ۶ گر تن گویم به خویشتن مینرود
  7. شمارهٔ ۷ تا چند به پای جان و تن خواهم رفت
  8. شمارهٔ ۸ از خود نتوان راه معانی کردن
  9. شمارهٔ ۹ خواهی که ز اضطرار و خواری برهی
  10. شمارهٔ ۱۰ جان محرم درگاه همی باید برد
  11. شمارهٔ ۱۱ گر در سفر یگانگی خواهی بود
  12. شمارهٔ ۱۲ آن را که ز حق روزفزون آید کار
  13. شمارهٔ ۱۳ در عشق دلی خراب چتواند کرد
  14. شمارهٔ ۱۴ کارتو، نکو، او بتواند کردن
  15. شمارهٔ ۱۵ عالم چو زکاف و نون توان آوردن
  16. شمارهٔ ۱۶ ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود
  17. شمارهٔ ۱۷ تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود
  18. شمارهٔ ۱۸ از کارِ قضا در تب و در تفت چه سود
  19. شمارهٔ ۱۹ گر دوزخی و اگر بهشتی امروز
  20. شمارهٔ ۲۰ دی حکم حیات با اجل رانده‌اند
  21. شمارهٔ ۲۱ هر دل که زحکم رفته فرسوده شود
  22. شمارهٔ ۲۲ گر مردِ حقی مخالف باطل باش
  23. شمارهٔ ۲۳ تا رخت وجودت به عدم در نکشند
  24. شمارهٔ ۲۴ آنجا که قرار کار عالم دادند
  25. شمارهٔ ۲۵ نفست چه کند چو بند نگشایندش
  26. شمارهٔ ۲۶ از هستی خود دمِ تولاّ چه زنیم
  27. شمارهٔ ۲۷ جانی اگر از حق خبری میداری
  28. شمارهٔ ۲۸ آنها که به علم و عقل در پیشانند
  29. شمارهٔ ۲۹ تا چند کنم گناه در گردن خویش
  30. شمارهٔ ۳۰ تا چند روی بیهده از هر سویی
  31. شمارهٔ ۳۱ بی حکم تو هیچ کار نتواند بود
  32. شمارهٔ ۳۲ ترسم که چو بیش ازین جهانت ندهند

متن اشعار به نقل از گنجور.