پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن

۵۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خواهی که دلت محرم اسرار آید
  2. شمارهٔ ۲ هر چند که در ره دراز استادی
  3. شمارهٔ ۳ نه جان تو با سرّ الاهی پرداخت
  4. شمارهٔ ۴ گر میخواهی که مرد مقبول شوی
  5. شمارهٔ ۵ در راه طلب مرد بهمت باید
  6. شمارهٔ ۶ ای مرد رونده مرد بیچاره مباش
  7. شمارهٔ ۷ تا مرغ دل تو بال و پر نگشاید
  8. شمارهٔ ۸ تا کی دل تو گرد جهان بر پرّد
  9. شمارهٔ ۹ تا چند نه آرام ونه بشتافتنت
  10. شمارهٔ ۱۰ از غیب گرت هست نشان آوردن
  11. شمارهٔ ۱۱ گر مرد رهی راه نهان باید رفت
  12. شمارهٔ ۱۲ خواهی که به عقبی به بقایی برسی
  13. شمارهٔ ۱۳ رعنائی و نازکی رها باید کرد
  14. شمارهٔ ۱۴ کو راه‌روی که ره‌نوردش گویم؟
  15. شمارهٔ ۱۵ جان را که ز تن رحیل می‌باید کرد
  16. شمارهٔ ۱۶ تا چند ز نیستی و هستی ای دل
  17. شمارهٔ ۱۷ جانی دگر است و جان‌فزایی دگر است
  18. شمارهٔ ۱۸ آن گنج که من در طلب آن گنجم
  19. شمارهٔ ۱۹ مرغ دل من که بود چون شیدایی
  20. شمارهٔ ۲۰ نه جان رهِ جان‌فزای خود یابد باز
  21. شمارهٔ ۲۱ وقتی‌ست که دیده‌یی به دیدار کنم
  22. شمارهٔ ۲۲ با قوّت عشق تو به جان می‌کوشم
  23. شمارهٔ ۲۳ در عشق تو هر دلی که مردانه بود
  24. شمارهٔ ۲۴ در عشق، گمان خود عیان باید کرد
  25. شمارهٔ ۲۵ گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت
  26. شمارهٔ ۲۶ هر لحظه ز چرخ بیش می‌باید رفت
  27. شمارهٔ ۲۷ نردِ هوسِ وصال می‌باید باخت
  28. شمارهٔ ۲۸ بنشسته‌ای و بسی سفر داری تو
  29. شمارهٔ ۲۹ چون تو غم بی‌شمار خود خواهی داشت
  30. شمارهٔ ۳۰ ای آن‌که هزارگونه سودا داری
  31. شمارهٔ ۳۱ از بس که غم دنیی مردار خوری
  32. شمارهٔ ۳۲ از دورِ فلک زیر و زبر خواهی شد
  33. شمارهٔ ۳۳ هرچند که دریای پرآب آمد پیش
  34. شمارهٔ ۳۴ کی نیک افتد تو را که بد می‌باشی؟
  35. شمارهٔ ۳۵ ای دوست! اگر تو دوستدار خویشی
  36. شمارهٔ ۳۶ اوّل قدمت، دولت انبوه مجوی
  37. شمارهٔ ۳۷ ای بی‌خبران! دلی به جان دربندید
  38. شمارهٔ ۳۸ تو خفته وعاشقان او بیدارند
  39. شمارهٔ ۳۹ ای پای ز دست داده! در پی نرسی
  40. شمارهٔ ۴۰ دل بستهٔ روی چون نگار او کن
  41. شمارهٔ ۴۱ گر هست در این راه سر بهبودت
  42. شمارهٔ ۴۲ هر دل که ز سِرِّ کار آگاهی یافت
  43. شمارهٔ ۴۳ بی ره رفتن، رموز می‌اندیشی
  44. شمارهٔ ۴۴ گر باز نماید سَرِ یک موی به تو
  45. شمارهٔ ۴۵ یا دست از این هوس بمی‌باید داشت
  46. شمارهٔ ۴۶ پیوسته به دست خود گرفتاری تو
  47. شمارهٔ ۴۷ هرگاه که گوهر محبّت جویی
  48. شمارهٔ ۴۸ ای خلق! چرا در تب و تفتید آخر؟
  49. شمارهٔ ۴۹ آن را که کلید مشکلی میباید
  50. شمارهٔ ۵۰ گه پیشرو نبرد میباید بود

متن اشعار به نقل از گنجور.