پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت خونیی که به بهشت رفت

خونیی را کشت شاهی در عقاب

دید آن صوفی مگر او را به خواب

در بهشت عدن خندان می‌گذشت

گاه خرم گه خرامان می‌گذشت

صوفیش گفتا تو خونی بوده‌ای

دایما در سرنگونی بوده‌ای

از کجا این منزلت آمد پدید

زانچ تو کردی بدین نتوان رسید

گفت چون خونم روان شد بر زمی

می‌گذشت آنجا حبیب اعجمی

در نهان در زیرچشم آن پیر راه

کرد درمن طرفة العینی نگاه

این همه تشریف و صد چندین دگر

یافتم از عزت آن یک نظر

هرک چشم دولتی بر وی فتاد

جانش در یک دم به صد سر پی فتاد

تانیفتد بر تو مردی را نظر

از وجود خویش کی یابی خبر

گر تو بنشینی به تنهایی بسی

ره بنتوانی بریدن بی‌کسی

پیر باید، راه را تنها مرو

از سر عمیا درین دریا مرو

پیر ما لابد راه آمد ترا

در همه کاری پناه آمد ترا

چون تو هرگز راه نشناسی ز چاه

بی عصا کش کی توانی برد راه

نه ترا چشمست و نه ره کوته است

پیر در راهت قلاوز ره است

هرک شد درظل صاحب دولتی

نبودش در راه هرگز خجلتی

هرک او در دولتی پیوسته شد

خار در دستش همه گل دسته شد

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت شیخ نوقانیشیخ نوقانی به نیشابور شد
  2. حکایت دیوانه‌ای برهنه که جبه‌ای ژنده به او بخشیدندبود آن دیوانه دل برخاسته
  3. به کعبه رفتن رابعهرابعه در راه کعبه هفت سال
  4. حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بودبود در کنجی یکی دیوانه خوار
  5. حکایت مرد توبه شکنکرده بود آن مرد بسیاری گناه
  6. حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفتیک شبی روح الامین در سدره بود
  7. حکایت صوفی و انگبین فروشصوفیی می‌رفت در بغداد زود
  8. حکایت موسی و قارونحق تعالی گفت قارون زار زار
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.