پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۵

سر پا برهنگانیم اندر جهان فتاده

جان را طلاق گفته دل را به باد داده

مردان راه‌بین را در گبرکی کشیده

رندان ره‌نشین را میخانه در گشاده

با گوشه‌ای نشسته دست از جهان بشسته

در پیش دردنوشان بر پای ایستاده

اندر میان مستان چندان گناه کرده

کز چشم خلق عالم یکبارگی فتاده

هرجا که مفلسان را جمعیتی است روزی

ماییم جان و دل را اندر میان نهاده

ما خود که‌ایم ما را خون ریختن حلال است

رهزن شدند ما را مشتی حرام‌زاده

زنهار الله الله تا کی ز کفر و ایمان

گه روی سوی قبله گه دست سوی باده

نه مؤمنم نه کافر گه اینم و گه آنم

رفتم به خاک تاریک از هر دو خر پیاده

عطار اگر دگر ره در راه دین درآیی

دل بایدت که گردد از هرچه هست ساده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۷جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۸ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۹ترسا بچه‌ای دیدم زنار کمر کرده
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۰ای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کرده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای ز سودای تو دل شیدا شده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۲ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۴ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.