پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۷

جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده

چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده

تو همچو آفتابی تابنده از همه سو

من همچو ذره پیشت جان در میان نهاده

من چون طلسم و افسون بیرون گنج مانده

تو در میان جانم گنجی نهان نهاده

گر یک گهر از آن گنج آید پدید بر من

بینی مرا ز شادی سر در جهان نهاده

داغ غم تو دارم لیکن چگونه گویم

مهری بدین عظیمی بر سر زبان نهاده

از روی همچو ماهت بر گیر آستینی

سر چند دارم آخر بر آستان نهاده

عطار را چو عشقت نقد یقین عطا داد

این ساعت است و جانی دل بر عیان نهاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۹ترسا بچه‌ای دیدم زنار کمر کرده
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۰ای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کرده
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای ز سودای تو دل شیدا شده
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۲ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۴ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۵ای اَز شراب غفلت مست و خراب مانده
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۶در راه تو مردانند از خویش نهان مانده
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.