پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۹

ترسا بچه‌ای دیدم زنار کمر کرده

در معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کرده

با زلف چلیپاوش بنشسته به مسجد خوش

وز قبلهٔ روی خود محراب دگر کرده

از تختهٔ سیمینش یعنی که بناگوشش

خورشید خجل گشته رخساره چو زر کرده

از جادویی چشمش برخاسته صد غوغا

تا بر سر بازاری یکبار گذر کرده

چون مه به کله‌داری پیروزه قبا بسته

زنار سر زلفش عشاق کمر کرده

روزی که ز بد کردن بگرفت دلش کلی

بگذاشته دست از بد صد بار بتر کرده

صد چشمهٔ حیوان است اندر لب سیرابش

وین عاشق بی دل را بس تشنه جگر کرده

دوش آمد پیر ما در صومعه بد تنها

گفت ای ز سر عجبی در خویش نظر کرده

از خویش پرستیدن در صومعه بنشسته

خلق همه عالم را از خویش خبر کرده

بگریخته نفس تو از یار ز نامردی

چون بار گران دیده از خلق حذر کرده

برخیزی اگر مردی در شیوهٔ ما آیی

تا شیوهٔ ما بینی در سنگ اثر کرده

یک دردی درد ما در عالم رسوایی

صد زاهد خودبین را با دامن تر کرده

در حلقه چو دیدی خود دردی خور و مستی کن

وانگاه ببین خود را از حلقه به در کرده

چون کوری قرایان عطار عیان دیده

بینایی پیر خود صد نوع سمر کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای ز سودای تو دل شیدا شده
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۲ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۴ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۵ای اَز شراب غفلت مست و خراب مانده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۶در راه تو مردانند از خویش نهان مانده
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۷ای جهانی خلق حیران مانده
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۸ای پای دل ز عشق تو در گل بمانده
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.