پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۲

ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده

در هر زبان خوشی لب تو مثل شده

آوازهٔ وصال تو کوس ابد زده

مشاطهٔ جمال تو لطف ازل شده

از نیم ذره پرتو خورشید روی تو

ارواح حال کرده و اجسام حل شده

جان‌ها ز راه حلق برافکنده خویشتن

در حلقه‌های زلف تو صاحب محل شده

ترک رخت که هندوک اوست آفتاب

آورده خط به خون من و در عمل شده

بر توچون من به دل نگریدم روا مدار

آبی که می‌خورم ز تو با خون بدل شده

ای از کمال روی تو نقصان گرفته کفر

وز کافری زلف تو در دین خلل شده

چون دیده‌ام نزول تو در خون جان خویش

در خون جان خویشتنم زین قبل شده

در وصف تو فرید که از چاکران توست

سلطان عالم است بدین یک غزل شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۴ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۵ای اَز شراب غفلت مست و خراب مانده
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۶در راه تو مردانند از خویش نهان مانده
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۷ای جهانی خلق حیران مانده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۸ای پای دل ز عشق تو در گل بمانده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۹منم از عشق سرگردان بمانده
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۰ای زلف تو دام ماه افکنده
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۱ای روی تو زهر سو رویی دگر نموده
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.