پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۱۱ - قطعه

آمد آن رگ‌زن مسیح‌پرست

شست الماسگون گرفته به دست

کرسی افکند و برنشست بر او

بازوی خواجه عمید ببست

شست چون دید گفت عز و علا

اینچنین دست را نشاید خست

سر فرو برد و بوسه‌ای بربود

وز سمن شاخ ارغوان برجست

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۱۳ - رباعیای گشته خجل آبحیات از دهنت
  2. شمارهٔ ۱۴ - غمزه یارز بس خونها که می ریزی به غمزه
  3. شمارهٔ ۱۵ - ولهجغد که با باز و با کلنگان پرد
  4. شمارهٔ ۱۶ - از قصیده ایشادی و بقا بادت و زین بیش نگویم
  5. شمارهٔ ۱۷ - از تغزلاتهمچون رطب اندام و چو روغنش سرین
  6. شمارهٔ ۱۸ - ولهحلقوم جوالقی چو ساق موزه است
  7. شمارهٔ ۱۹ - از قطعاتجوان شد حکیم ما، جوانمرد و دل فراخ
  8. شمارهٔ ۲۰ - ولهگفتم میان گشائی، گفتا که هیچ نایم
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.