پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۱۰ - تغزل

برخیز و برافروز هلا قبله زردشت

بنشین و برافکن شکم قاقم بر پشت

بس کس گرویدند بزردشت، کنون باز

ناکام کند روی سوی قبله زردشت

من سرد نیابم که مرا ز آتش هجران

آتشکده گشته است دل و دیده چو چرخشت

گر دست بدل برنهم از سوختن دل

انگشت شود بیشک در دست من انگشت

ای روی تو چون باغ، همه باغ بنفشه

خواهم که بنفشه چنم از باغ تو یکمشت

آنکس که ترا کشت ترا کشت و مرا زاد

و آنکس که مرا زاد، مرا زاد و ترا کشت

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۱۲ - رباعیتا مشک سیاه من سمن پوشیدست
  2. شمارهٔ ۱۳ - رباعیای گشته خجل آبحیات از دهنت
  3. شمارهٔ ۱۴ - غمزه یارز بس خونها که می ریزی به غمزه
  4. شمارهٔ ۱۵ - ولهجغد که با باز و با کلنگان پرد
  5. شمارهٔ ۱۶ - از قصیده ایشادی و بقا بادت و زین بیش نگویم
  6. شمارهٔ ۱۷ - از تغزلاتهمچون رطب اندام و چو روغنش سرین
  7. شمارهٔ ۱۸ - ولهحلقوم جوالقی چو ساق موزه است
  8. شمارهٔ ۱۹ - از قطعاتجوان شد حکیم ما، جوانمرد و دل فراخ
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.