پرش به محتوای اصلی
اسدی توسی

اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

۱۴۴ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - آغاز سپاس از خدا ایزد رهنمای
  2. بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام ثنا باد بر جان پیغمبرش
  3. بخش ۳ - در ستایش دین گوید دل از دین نشاید که ویران بود
  4. بخش ۴ - در نکوهیدن جهان گوید جهان ای شگفتی به مردم نکوست
  5. بخش ۵ - در صفت آسمان گوید چو دریاست این گنبد نیلگون
  6. بخش ۶ - در صفت طبایع چهارگانه گوید گهر های گیتی به کار اندرند
  7. بخش ۷ - در ستایش مردم گوید کنون زین پس از مَردم آرم سخُن
  8. بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید چنین دان که جان برترین گوهر است
  9. بخش ۹ - در سبب گفتن قصه گوید یکی کار جُستم‌همی ارجمند
  10. بخش ۱۰ - در ستایش شاه بودلف گوید کنون ز ابر دریای معنی گهر
  11. بخش ۱۱ - در مردانگی گرشاسب گوید ز کردار گرشاسب اندر جهان
  12. بخش ۱۲ - آغاز داستان سراینده دهقان موبد نژاد
  13. بخش ۱۳ - تزویج دختر شاه زابل با جمشید بدین کار ما گفت یزدان گوا
  14. بخش ۱۴ - ملامت کردن پدر دختر خویش را چنان تند و خودکام گشتی که هیچ
  15. بخش ۱۵ - در مولود پسر جمشید گوید چو گلرخ به پایان نُه بُرد ماه
  16. بخش ۱۶ - پادشاهی شیدسب و جنگ کابل بر اورنگ بنشست شیدسب شاد
  17. بخش ۱۷ - در مولود پهلوان گرشاسب گوید چو بختش به هر کار منشور داد
  18. بخش ۱۸ - آمدن ضحاک به مهمانی اثرط و دیدن گرشاسب را همان سال ضحاک کشورستان
  19. بخش ۱۹ - هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک تبیره زنان لشکر آراسته
  20. بخش ۲۰ - ترسانیدن گرشاسب از جادوی بفرمود تا از شگفتی بسی
  21. بخش ۲۱ - رزم پهلوان گرشاسب با اژدها و کشتن اژدها زدش بر گلو کام و مغزش بدوخت
  22. بخش ۲۲ - خبر فرستادن کرشاسب پیش پدر فرسته برون کرد گردی گزین
  23. بخش ۲۳ - حدیث بهو که با مهراج عاصی شد و خبر یافتن ضحاک از آن پس چو ضحاک شد باز جای
  24. بخش ۲۴ - نامه ضحاک به اثرط و خواندن پهلوان گرشاسب را بر آشفت و فرمود تابر حریر
  25. بخش ۲۵ - پند دادن اثرط گرشاسب را بدو گفت کز بدگمان برگسل
  26. بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک سپهبد چو پندش سراسر شنود
  27. بخش ۲۷ - جنگ گرشاسب با ببر ژیان خور از کُه چو بفراخت زرین کلاه
  28. بخش ۲۸ - نامه فرستادن گرشاسب به نزد بهو دبیر از قلم ابر انقاس کرد
  29. بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو بدو گفت مهراج کآی سرفراز
  30. بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو سپهبد چو دید آن خروش سپاه
  31. بخش ۳۱ - پیغام بهو به نزدیک گرشاسب چو زی خوابگه شد یل نامدار
  32. بخش ۳۲ - پاسخ گرشاسب به نزد بهو سپهبد ز خشم دل آشفت و گفت
  33. بخش ۳۳ - رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان ز شبدیز چون شب بیفتاد پست
  34. بخش ۳۴ - رزم چهارم گرشاسب با هندوان چو ز ایوان مینای پیروزه هور
  35. بخش ۳۵ - قصه زنگی با پهلوان گرشاسب بُدش زنگیی همچو دیو سیاه
  36. بخش ۳۶ - پاسخ دادن بهو مهراج را بهو گفت با بسته دشمن به پیش
  37. بخش ۳۷ - رفتن گرشاسب به زمین سرندیب دگر روز مهراج گردنفراز
  38. بخش ۳۸ - خبر یافتن پسر بهو از کار پدر وز آنسو چو پور بهو رفت پیش
  39. بخش ۳۹ - برگشتن پسر بهو به زنگبار ز صد مرد پنجه گرفته شدند
  40. بخش ۴۰ - رفتن مهراج با گرشاسب یکی ماه از آن پس به شادی و کام
  41. بخش ۴۱ - دیدن گرشاسب برهمن را بر آن کُه برهمن یکی پیرمرد
  42. بخش ۴۲ - دیگر پرسش گرشاسب از برهمن دگر رهش پرسید گرد دلیر
  43. بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهان بپرسید بازش هنرمند مرد
  44. بخش ۴۴ - نکوهش مذهب دهریان دگر نیز دان کز گروهان دهر
  45. بخش ۴۵ - در مذهب فلاسفه گوید جدا فیلسوفند دیگر گروه
  46. بخش ۴۶ - پرسش های دیگر از برهمن بپرسید باز از بر کوهسار
  47. بخش ۴۷ - پرسش های دیگر و پاسخ برهمن ز هر دانشی چیست بهتر نخست
  48. بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند یکی مرد ملاح بُد راهبر
  49. بخش ۴۹ - صفت جزیره دیگر جزیری بُد آن نیز با رنگ و بوی
  50. بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج جزیری پر از بیشها بود و غیش
  51. بخش ۵۱ - دیگر جزیره که آن رامنی خوانند که آن جای را رامنی نام بود
  52. بخش ۵۲ - شگفتی جزیره هر دو زور و خوشی هوا و زمین همه کوهش از رنگ گل ناپدید
  53. بخش ۵۳ - شگفتی دیگر جزیره به دیگر جزیری فکندند رخت
  54. بخش ۵۴ - شگفتی دیگر جزیره دو هفته خوش و شاد بگذاشتند
  55. بخش ۵۵ - صفت جزیره اسکونه وز آن جا به کوهی نهادند روی
  56. بخش ۵۶ - به کشتی نشستن چو سه روز بگذشت و شد راست باد
  57. بخش ۵۷ - شگفتی دیگر جزیره که کرگدن داشت از آن کوه ملاح بگذشت خواست
  58. بخش ۵۸ - آمدن گرشاسب به جزیره هدکیر به دیگر جزیری رسیدند زود
  59. بخش ۵۹ - صفت جریزه دیو مردمان رسیدند نزدیک کوهی بلند
  60. بخش ۶۰ - جنگ گرشاسب با اژدها و شگفتی ماهی وال برفتند و آمد جزیری پدید

متن اشعار به نقل از گنجور.