پرش به محتوای اصلی
اسدی توسی اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

بخش ۷ - در ستایش مردم گوید

کنون زین پس از مَردم آرم سخُن

که گیتی تمام اوست ز آغاز و بن

به گیتی درون جانور گونه‌گون

بسند از گمان وز شمردن فزون

ولیک از همه مردم آمد پسند

که مردم گشاده است و ایشان به بند

خرد جانور به ز مردم ندید

که مردم تواند به یزدان رسید

زمین ایزد از مردم آراسته است

جهان‌کردن از بهر او خواسته است

به مردم فرستاد پیغامِ خویش

ز گیتی ورا خواند هم نامِ خویش

بدو داد شاهی ز رویِ هنر

بدین بیکران گونه‌گون جانور

که گر کُشتن ار کارش آید هوا

بِدیشان کند هرچه باشد روا

ز مردم بِدان راستی خواسته است

که هر جانور کژّ و او راست است

همه نیکویی‌ها به مردم نکوست

ز یزدان تمام آفرینش بدوست

سپهریست نو پرستاره بپای

جهانیست کوچک رونده ز جای

چو گنجیست در خوبتر پیکری

درو ایزدی‌گوهر از هر دری

مر این گنج را هرکه یابد کلید

درِ رازِ یزدانش آید پدید

ببیند ز اندک سرشت آب و خاک

دو گیتی نگاریده یزدانِ پاک

یکی دیدنی روی و فرسودنی

نهان دیگر و جاودان‌بودنی

دلت را همی گر شگفت آید این

به چشمِ خرد خویشتن را ببین

تنت آینه ساز و هر دو جهان

ببین اندر او آشکار و نهان

هر آلت که باید بداده است نیز

بهانه بر ایزد نمانده است چیز

یکی موی از این کم نباید همی

وگر باشد افزون نشاید همی

گر از ما بُدی خواهش‌آراستن

که دانستی از وی چنین خواستن

بر آن آفرین کن که این کارِ اوست

نکوتر ز هرچیز کردارِ اوست

ببین و بدان کز کجا آمدی

کجا رفت باید چو ز ایدر شدی

چرا این پیام و نشان از خدای

چه بایست چندین ره رهنمای

همه با تو است ار بجوییش‌باز

نباید کسی تا گشایدت راز

از این بیش چیزی نیارمت گفت

بس این گر دلت با خرد هست جفت

ادامه‌ی گرشاسپ‌نامه

  1. بخش ۹ - در سبب گفتن قصه گویدیکی کار جُستم‌همی ارجمند
  2. بخش ۱۰ - در ستایش شاه بودلف گویدکنون ز ابر دریای معنی گهر
  3. بخش ۱۱ - در مردانگی گرشاسب گویدز کردار گرشاسب اندر جهان
  4. بخش ۱۲ - آغاز داستانسراینده دهقان موبد نژاد
  5. بخش ۱۳ - تزویج دختر شاه زابل با جمشیدبدین کار ما گفت یزدان گوا
  6. بخش ۱۴ - ملامت کردن پدر دختر خویش راچنان تند و خودکام گشتی که هیچ
  7. بخش ۱۵ - در مولود پسر جمشید گویدچو گلرخ به پایان نُه بُرد ماه
  8. بخش ۱۶ - پادشاهی شیدسب و جنگ کابلبر اورنگ بنشست شیدسب شاد
همه‌ی گرشاسپ‌نامه ←

اسدی توسی درباره‌ی اسدی توسی

ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ‌نامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپ‌نامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپ‌نامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شده‌اند، یکی از متنهای بسیار م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.