پرش به محتوای اصلی
اسدی توسی اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید

چنین دان که جان برترین گوهر است

نه زین گیتی از گیتی دیگرست

درفشنده شمعیست این جان پاک

فتاده درین ژرف جای مغاک

یکی نور بنیاد تابندگی

پدید آر بیداری و زندگی

نه آرام جوی و نه جنبش پذیر

نه از جای بیرون و نه جای گیر

سپهر و زمین بستهٔ بند اوست

جهان ایستاده به پیوند اوست

نهان از نگارست لیک آشکار

همی برگرد گونه گونه نگار

کند در نهان هرچه رأی آیدش

رسد بی زمان هرکجا شایدش

ببیندت و دیدن ورا روی نیست

کشد کوه و همسنگ یک موی نیست

تن او را به کردار جامه است راست

که گر بفکند ور بپوشد رواست

به جان بین گرامی تن خویشتن

چو جامه که باشد گرامی به تن

تنت خانه ای دان به باغی درون

چراغش روان زندگانی ستون

فروهشته زین خانه زنجیر چار

چراغ اندر او بسته قندیل وار

هر آن گه که زنجیر شد سست بند

زهر گوشه ناگه بخیزد گزند

شود خانه ویران و پژمرده باغ

بیفتد ستون و بمیرد چراغ

از آن پس چو پیکر به گوهر سپرد

همان پیشش آید کز ایدر ببرد

چو دریاست گیتی تن او را کنار

بر این ژرف دریاست جان را گذار

به رفتن رهش نیست زی جای خویش

مگر کشتی و توشه سازد ز پیش

تو کشتیش دین و دهش توشه دان

ره راست باد و خرد بادبان

و گرنه بدان سر نداند رسید

در این ژرف دریا شود ناپدید

گرت جان گرامیست پس داد کن

ز یزدان و پادافرهش یاد کن

ز تو هرچه نتوانی ایزد نخواست

تو آن کن که فرمودت از راه راست

مپندار جان را که گردد نچیز

که هرگز نچیز او نگردد بنیز

تباهی به چیزی رسد ناگزیر

که باشد به گوهر تباهی پذیر

سخنگوی جان جاودان بودنیست

نه گیرد تباهی نه فرسودنیست

از این دو برون نیستش سرنبشت

اگر دوزخ جاودان گر بهشت

ادامه‌ی گرشاسپ‌نامه

  1. بخش ۱۰ - در ستایش شاه بودلف گویدکنون ز ابر دریای معنی گهر
  2. بخش ۱۱ - در مردانگی گرشاسب گویدز کردار گرشاسب اندر جهان
  3. بخش ۱۲ - آغاز داستانسراینده دهقان موبد نژاد
  4. بخش ۱۳ - تزویج دختر شاه زابل با جمشیدبدین کار ما گفت یزدان گوا
  5. بخش ۱۴ - ملامت کردن پدر دختر خویش راچنان تند و خودکام گشتی که هیچ
  6. بخش ۱۵ - در مولود پسر جمشید گویدچو گلرخ به پایان نُه بُرد ماه
  7. بخش ۱۶ - پادشاهی شیدسب و جنگ کابلبر اورنگ بنشست شیدسب شاد
  8. بخش ۱۷ - در مولود پهلوان گرشاسب گویدچو بختش به هر کار منشور داد
همه‌ی گرشاسپ‌نامه ←

اسدی توسی درباره‌ی اسدی توسی

ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ‌نامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپ‌نامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپ‌نامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شده‌اند، یکی از متنهای بسیار م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.