پرش به محتوای اصلی
اسدی توسی اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

بخش ۴۰ - رفتن مهراج با گرشاسب

یکی ماه از آن پس به شادی و کام

ببودند کز می نیاسود جام

چو مه گوی بفکند و چوگان گرفت

بر اسپ سیه سبز میدان گرفت

بدیدند مه بر رخ پهلوان

وز آنجای دلشاد و روشن روان

به کوه دهو بر گرفتند راه

چه کوهی بلندیش بر چرخ ماه

که گویند آدم چو فرمان بهشت

بر آن کوه برز اوفتاد از بهشت

نشان کف پایش آنجا تمام

بدیدند هر پی چو هفتاد گام

ز هرچ اسپرغمست و گل گونه گون

بر آن کوه بُد صد هزاران فزون

ز شمشاد و از سوسن و یاسمن

ز نسرین و از سنبل و نسترن

هم از خیری و گام چشم و زرشک

بشسته رخ هر یک ابر از سرشک

همه کوه چون تخت گوهر فروش

ز سیسنبر و لاله و پیل غوش

هزاران گل نو دمیده ز سنگ

ز صد برگ و دوروی و ز هفت رنگ

چه نرگس چه نو ارغوان و چه خوید

چه شب بو چه نیلوفر و شنبلید

بنفشه سرآورده زی مشکبوی

شده یاسمن انجمن گرد جوی

رده در رده زان گل لعلگون

که خوانی عروسش به پرده درون

گل زرد هال جهان دید جفت

گرفته بر بید بویا نهفت

به دستان چکاوک شکافه شکاف

سرایان ز گل ساری و زند واف

به هر سو یکی آبدان چون گلاب

شناور شده ماغ بر روی آب

چو زنگی که بستر ز جوشن کند

چو هندو که آیینه روشن کند

بُد از هر سوی میوه داران دگر

بُن اش بر زمین و سوی چرخ سر

که در سایه شاخ هر میوه دار

نشستی به هم مرد بیش از هزار

همانجا یکی سهمگین چاه بود

که ژرفیش صد شاه رش راه بود

هر آن چیز کانداختندی دروی

وگر از گرانی بُدی سنگ و روی

سبک زو همان چیز باز آمدی

چو تیر از بُن اش بر فراز آمدی

برانداختی بر سر اندر زمان

ندیدست کس یک شگفتی چنان

بسی کان یاقوت دیدند نیز

ز بلور و الماس و هر گونه چیز

بسی چشمه آب روان جای جای

به هر گوشه مرغان دستانسرای

ز کافور و از عود بی مر درخت

هم از زر گیا رسته بر سنگ سخت

ز گاوان عنبر به هر سو رمه

وز آهو گله نافه افکن همه

ادامه‌ی گرشاسپ‌نامه

  1. بخش ۴۲ - دیگر پرسش گرشاسب از برهمندگر رهش پرسید گرد دلیر
  2. بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهانبپرسید بازش هنرمند مرد
  3. بخش ۴۴ - نکوهش مذهب دهریاندگر نیز دان کز گروهان دهر
  4. بخش ۴۵ - در مذهب فلاسفه گویدجدا فیلسوفند دیگر گروه
  5. بخش ۴۶ - پرسش های دیگر از برهمنبپرسید باز از بر کوهسار
  6. بخش ۴۷ - پرسش های دیگر و پاسخ برهمنز هر دانشی چیست بهتر نخست
  7. بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هندیکی مرد ملاح بُد راهبر
  8. بخش ۴۹ - صفت جزیره دیگرجزیری بُد آن نیز با رنگ و بوی
همه‌ی گرشاسپ‌نامه ←

اسدی توسی درباره‌ی اسدی توسی

ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ‌نامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپ‌نامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپ‌نامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شده‌اند، یکی از متنهای بسیار م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.