پرش به محتوای اصلی
اسدی توسی اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

بخش ۱ - آغاز

سپاس از خدا ایزد رهنمای

که از کاف و نون کرد گیتی بپای

یکی که‌ش نه آز و نه انباز بود

نه انجام باشد‌، نه آغاز بود

تن زنده را در جهان جای ازوست

خَم چرخ گردنده بر پای ازوست

از آن پس که آورد گیتی پدید

همه هرچه بُد‌ خواست و دانست و دید

ز گردون شتاب و ز هامون درنگ

ز دریا بخار و ز خورشید رنگ

پدید آورد نیک و بد‌، خوب و زشت

روان داد و تن کرد و روزی نوشت

چنان ساخت هرچیز به انداز خویش

که‌ز‌آن ساختن کم نیامد نه بیش

چه تاری چه روشن چه بالا چه پست

نشان است بر هستی‌اش هر‌چه هست

نه جایی تهی گفتن از وی رواست

نه دیدار کردن توان کاو کجاست

مدان از ستاره بی‌او هیچ‌چیز

نه از چرخ و نه‌ز چار گوهر بنیز

که هستند چرخ و زمان رام او

نجوید ستاره مگر کام او

نگاری کجا گوهر آرد همی

نباشد جز آن کاو نگارد همی

به کارش درون نیست چون و چرا

نپرسد از او‌، او بپرسد ز ما

نه از بهر جایست بر عرش راست

جز آنست کز برش فرمانرواست

بزرگیش ناید به وهم اندرون

نه اندیشه بشناسد او را که چون

نبد چیز از آغاز‌، او بود و بس

نمانَد همیدون جز او هیچ کس

چنان چون مرو را کسی یار نیست

چو کردار‌ِ او هیچ کردار نیست

همه بندگانیم در بند اوی

خنک آنکه دارد ره پند اوی

ادامه‌ی گرشاسپ‌نامه

  1. بخش ۳ - در ستایش دین گویددل از دین نشاید که ویران بود
  2. بخش ۴ - در نکوهیدن جهان گویدجهان ای شگفتی به مردم نکوست
  3. بخش ۵ - در صفت آسمان گویدچو دریاست این گنبد نیلگون
  4. بخش ۶ - در صفت طبایع چهارگانه گویدگهر های گیتی به کار اندرند
  5. بخش ۷ - در ستایش مردم گویدکنون زین پس از مَردم آرم سخُن
  6. بخش ۸ - در صفت جان و تن گویدچنین دان که جان برترین گوهر است
  7. بخش ۹ - در سبب گفتن قصه گویدیکی کار جُستم‌همی ارجمند
  8. بخش ۱۰ - در ستایش شاه بودلف گویدکنون ز ابر دریای معنی گهر
همه‌ی گرشاسپ‌نامه ←

اسدی توسی درباره‌ی اسدی توسی

ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ‌نامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپ‌نامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپ‌نامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شده‌اند، یکی از متنهای بسیار م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.