پرش به محتوای اصلی
اسدی توسی اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

بخش ۳۸ - خبر یافتن پسر بهو از کار پدر

وز آنسو چو پور بهو رفت پیش

به شهر سرندیب با عم خویش

همی ساخت بر کشتن عم کمین

نهان عم به خون جستنش همچنین

سرانجام کار آن پسر یافت دست

عمش را بکشت و به شاهی نشست

پس آگاهی آمد ز مهراج شاه

ز درد پدر گشت روزش سیاه

یکی هفته بنشست با سوک و درد

سر هفته لشکر همه گرد کرد

بسی گنج زر و درم برفشاند

صد و بیست کشتی سپه در نشاند

سپهدار جنگ آور رزم ساز

فرستادش از پیش مهراج باز

چو رفتند نیمی ره از بیش و کم

سپه باز خوردند هر دو به هم

سبک بست گرشاسب کین را میان

همان شست کشتی از ایرانیان

همه خنجر و نیزه برداشتند

ز کیوان غو کوس بگذاشتند

چنان گشت کشتی که در کارزار

به زخم سوار اندر آمد سوار

به هر سو دژی خاست تا زان به جنگ

ازو خشت بارنده و تیر و سنگ

ز تف سر تیغ وز عکس آب

همی در هوا گشت کرکس کباب

چنان تیر بارید هر گرد گیر

که هر ماهیی ترکشی شد ز تیر

همی موج بر اوج مه راه زد

ز ماهی تن کشته بر ماه زد

از آتش همه روی دریا به چهر

چنان شد که شب از ستاره سپهر

شد از خون تن ماهیان لعل پوش

دل میغ زد ز آب شنگرف جوش

چنان بود موج از سر بیشمار

که گرد چمن میوه بارد ز بار

همی رفت هر کشتیی سرنگون

درآویخته بادبان پُر ز خون

چو اسپان جنگی دوان خیل خیل

برافکنده از لعل دیبا جلیل

سپهدار با خیل زاول گروه

به پیش اندر آورده کشتی چو کوه

چپ و راست تیغ ارغوان بار کرد

به هر کشتی از کشته انبار کرد

به یک ساعت از گرز یکماهه بیش

همی ماهیان را خورش داد پیش

ز کشتی به کشتی همی شد چو گرد

همی کوفت گرز و همی کشت مرد

چنین تا به جنگاوه جنگجوی

رسید از کمین کرد آهنگ اوی

سرش را به گرز گران کوفت خرد

تنش را به کام نهنگان سپرد

یلان ز آتش رزم و از بیم تاب

همی تن فکندند هر سو در آب

چهل کشتی از موج باد شگرف

ز دشمن نگون شد به دریای ژرف

دگر در گریز آن کجا مانده بود

نهادند سر زی سرندیب زود

گرفتند سی کشتی ایران سپاه

بکشتند هر کس که بد کینه خواه

همه بادبان ها برافراشتند

به دمّ گریزنده برداشتند

ادامه‌ی گرشاسپ‌نامه

  1. بخش ۴۰ - رفتن مهراج با گرشاسبیکی ماه از آن پس به شادی و کام
  2. بخش ۴۱ - دیدن گرشاسب برهمن رابر آن کُه برهمن یکی پیرمرد
  3. بخش ۴۲ - دیگر پرسش گرشاسب از برهمندگر رهش پرسید گرد دلیر
  4. بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهانبپرسید بازش هنرمند مرد
  5. بخش ۴۴ - نکوهش مذهب دهریاندگر نیز دان کز گروهان دهر
  6. بخش ۴۵ - در مذهب فلاسفه گویدجدا فیلسوفند دیگر گروه
  7. بخش ۴۶ - پرسش های دیگر از برهمنبپرسید باز از بر کوهسار
  8. بخش ۴۷ - پرسش های دیگر و پاسخ برهمنز هر دانشی چیست بهتر نخست
همه‌ی گرشاسپ‌نامه ←

اسدی توسی درباره‌ی اسدی توسی

ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ‌نامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپ‌نامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپ‌نامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شده‌اند، یکی از متنهای بسیار م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.