پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

نامه ها و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۸ - در آسمان به هدف تیر یک دعا نرسد

شهید عشق تو کارش به دست و پا نرسد

به داد آنکه تو راندی ز خود خدا نرسد

رسید عمر به پایان گذشت جان ز لبم

رسید بر لب جانان ولی به جا نرسد

هوای سایهٔ بالای آن کسم به سر است

که بر سر کسی این سایه بی‌بلا نرسد

گذشت کار من از حرف باز از پی من

به غیر یاوه‌سرایی ژاژخا نرسد

اگر به حرف اثر بود زین میانه چرا

در آسمان به هدف تیر یک دعا نرسد

عقیده عقده کلک مسلک و محن میهن

به من ز عشق وطن غیر از ابتلا نرسد

به شهر نیستی آن سان غریب افتادم

که سال‌ها شد و یک یار آشنا نرسد

تو تا رسایی اقبال من ببین که رسا

رسید بر همه در هر کجا به ما نرسد

چه شد که دست تو عارف شد آنقدر کوتاه

که هرچه کردی بر دامن رسا نرسد

ادامه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سرودهخوشا شیراز و عهد باستانش
  2. شمارهٔ ۱۱ - یکی دیگر از نامه‌های عارف به علی بیرنگدل ز می دست برنمی‌دارد
  3. شمارهٔ ۱۲سرخ آن کس که رخ از باده گلگون نکند
  4. شمارهٔ ۱۳ - زرتشتبه نام آنکه در شأنش کتاب است
  5. شمارهٔ ۱۴ - یار و دیاریار اگر بیگانه با اغیار می‌شد بد نمی‌شد
  6. شمارهٔ ۱۵ - افکار نغزبه روشنایی افکار نغز، پی نبرد:
  7. شمارهٔ ۱۶ - آوارهآواره به کوه و دشت و صحرا شده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۷ - فدائی مشروطیت ایرانای محترم مدافعِ حُرّیَتِ عِباد
همه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.