پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

نامه ها و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۱۲

سرخ آن کس که رخ از باده گلگون نکند

فصل گل روی همان به که به هامون نکند

پای در درهٔ کیخسرو و دارا ننهد

سیر این منظره با خاطر محزون نکند

همه از دامن الوند پر از دامن گل

نیست کس را ز خود این دامنه مجنون نکند

دست نقاش طبیعت پی رنگ‌آمیزی

به یکی چشم زدن کیست که مفتون نکند

تا که شد ریخته خون آن همه از دختر رز

لاله در طرف چمن ترک شبیخون نکند

کار یک گلبن نوخاسته صد سرو کهن

با برازندگی قامت موزون نکند

باز عمامه به سر بسته برون شد خشخاش

پس دگر بهر چه خون این همه افیون نکند

شیخ شد سرزده در میکده و پیر مغان

وای این ننگ گر از میکده بیرون نکند

نعرهٔ بلبل از این روست که دیگر قدرت

خار در مجلس گل پشت تریبون نکند

که حقوق خود و بدبختی ما را زین بیش

مجلس این مرتبه مستدعی‌ام افزون نکند

کار مشروطه در ایران چه بدین سان گردید

کس چه سان شکوه ز بدکردی گردون نکند

گشت آزادی سیراب ز خون باید لیک

این تمنا کسی از ملت بی‌خون نکند

عارف از دیدن الوند و دماوند چرا

یاد از سطوت سیروس و فریدون نکند

ادامه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۱۴ - یار و دیاریار اگر بیگانه با اغیار می‌شد بد نمی‌شد
  2. شمارهٔ ۱۵ - افکار نغزبه روشنایی افکار نغز، پی نبرد:
  3. شمارهٔ ۱۶ - آوارهآواره به کوه و دشت و صحرا شده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۷ - فدائی مشروطیت ایرانای محترم مدافعِ حُرّیَتِ عِباد
  5. شمارهٔ ۱۸ - به نویسنده «شهریاران گمنام »به توام شیفته از هر جهت، افکار تو کرد
  6. شمارهٔ ۱۹ - به یاد دکتر رضازادهٔ شفقدر شفق، من، به ذات حق قسم است
  7. شمارهٔ ۲۰ - برای مدیر روزنامهٔ «آیندهٔ ایران»باز نموده است ز خلوت دری
  8. شمارهٔ ۲۱ز حال طره آشفته‌اش مگو سخنی
همه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.