پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

نامه ها و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۷

ببند ای دل غافل به خود ره گله را

زیان بس است ز مردم ببر معامله را

فراخنای جهان بر وجود من تنگ است

تو نیز تنگ‌تر از این مخواه حوصله را

دل تو ز آهن و من ره بدان از آن جویم

که راه آه نکردست وصل فاصله را

شدند ده‌دله و اجنبی‌پرست منم

که می‌پرستم ایران‌پرست یکدله را

تو ای دویده به وادیِ رنج بهر وطن

به چشم من بنه آن پای پر ز آبله را

به هیچ مملکت و مُلک این نبوده و نیست

به دست گرگ شبانی رها کند گله را

مراست رأی کز این بعد انتخاب کنند

وکیل خولی و شمر و سنان و حرمله را

اگرچه دختر فکر تو حامله است عارف

بگو مترس و ببین مردهای حامله را

ادامه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۹ - خانه کعبه را زیارت کردحاجی بی‌عقیده تاجر دزد
  2. شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سرودهخوشا شیراز و عهد باستانش
  3. شمارهٔ ۱۱ - یکی دیگر از نامه‌های عارف به علی بیرنگدل ز می دست برنمی‌دارد
  4. شمارهٔ ۱۲سرخ آن کس که رخ از باده گلگون نکند
  5. شمارهٔ ۱۳ - زرتشتبه نام آنکه در شأنش کتاب است
  6. شمارهٔ ۱۴ - یار و دیاریار اگر بیگانه با اغیار می‌شد بد نمی‌شد
  7. شمارهٔ ۱۵ - افکار نغزبه روشنایی افکار نغز، پی نبرد:
  8. شمارهٔ ۱۶ - آوارهآواره به کوه و دشت و صحرا شده‌ام
همه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.