پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

نامه ها و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۵ - عارف و کلنل نصرالله خان

به عهد چشم تو یک دل امیدوار نشد

برو که عهد تو برگردد اینکه کار نشد

به روزگار تو یک روز خوش به کس نگذشت

خوشت مباد که این روز روزگار نشد

نریخت باده به دور تو در گلوی کسی

که در شکنجهٔ اندیشه‌ای خمار نشد

به پای گلبن نومیدی‌ات کسی ننشست

که برنخاسته زخمی ز نیش خار نشد

خطت گشود در باغ سبز بر دل، دل

شکفته گشت به یک گل ولی بهار نشد

قرار زلف تو و بی‌قراریِ دل ما

به این قرار نمی‌ماند این قرار نشد

فکنده از چه پی صید مرغ خانه کمند

شکار کرکس و شاهین کن، این شکار نشد

ز قتل عام لرستان و فتح خوزستان

چو هند و نادر، اسباب افتخار نشد

نهال مردی و مردانگی چنان شد خشک

که سال‌ها شد و یک نادر آشکار نشد

زمام مملکت آن سان به دست غیر افتاد

که بی‌لجام کس از وی زمامدار نشد

چه ملتی است که نابود باد تا به ابد

چه دولتی است چو او خودسری به بار نشد

نه نام ماندنی ننگ زین دو در گیتی

شوند محو که این شهر و شهریار نشد

ز شاه‌سازی و درباربازی این ملّت

مگر ندید دو صد بار، بار بار نشد

مدار چشم توقع به آنکه چشم طمع

به مال دارد، این مملکت مدار نشد

نداشت عارف عیبی جز از نداری و گفت

که گفت اینکه نداری که عیب و عار نشد

ادامه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۷ببند ای دل غافل به خود ره گله را
  2. شمارهٔ ۸ - در آسمان به هدف تیر یک دعا نرسدشهید عشق تو کارش به دست و پا نرسد
  3. شمارهٔ ۹ - خانه کعبه را زیارت کردحاجی بی‌عقیده تاجر دزد
  4. شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سرودهخوشا شیراز و عهد باستانش
  5. شمارهٔ ۱۱ - یکی دیگر از نامه‌های عارف به علی بیرنگدل ز می دست برنمی‌دارد
  6. شمارهٔ ۱۲سرخ آن کس که رخ از باده گلگون نکند
  7. شمارهٔ ۱۳ - زرتشتبه نام آنکه در شأنش کتاب است
  8. شمارهٔ ۱۴ - یار و دیاریار اگر بیگانه با اغیار می‌شد بد نمی‌شد
همه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.