پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۷۲ - در هجو سیف‌الدین نامی گفته

تو ای سیف زنگ اجل چون نگیری

که الحق به انصاف درخورد آنی

بدین تیزی و روشنایی و گوهر

ترا در کجا می‌خورد زندگانی

نه در دست تقدیر ملکی بگیری

نه در حرب ایام خونی برانی

ترا ذوالفقار علی خود گرفتم

گران قلتبانی گران قلتبانی

حقوقی که در گردنت هست واجب

به گوش دلت چون فرو می‌نخوانی

بدین مایه داد و ستد بعد ماهی

چه تاخیر سردست چون می‌توانی

چرا قدر مردم ندانی ولیکن

تو مردم نه‌ای قدر مردم چه دانی

خرابی عالم ز تو هست پیدا

مباد آنکه اندر جهان تو بمانی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۷۴ - معماای رای ملک شه معظم
  2. شمارهٔ ۴۷۵ - در حسب حالگویند که چیست حاصل تو
  3. شمارهٔ ۴۷۶ - در موعظهای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم
  4. شمارهٔ ۴۷۷ - این قطعه در شکایت از ملکشاه و نظام‌الملک گفت و متغیر شدند و فتوحی آنرا جواب گفتکار کار ملک و دوران دوران وزیر
  5. شمارهٔ ۴۷۸ - فتوحی شاعر بفرمودهٔ شاه و وزیر جواب حکیم را گفتانوری ای سخن تو به سخا ارزانی
  6. شمارهٔ ۴۷۹ - در موعظهپیشی ز هنر طلب نه از مال
  7. شمارهٔ ۴۸۰هر آنگه که چون من نیایم نخوانی
  8. شمارهٔ ۴۸۱ - ایضا در هجاگمان مبر که ز بی‌عیبی عمادست آن
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.