پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۷۱ - شکایت از زمانه

گر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق

پیوسته با زمانه کجا در نبردمی

ور آسیای چرخ بر غمم نگرددی

در جوی آسیا متوطن نگردمی

آب مراد زیر پل کس نمی‌رود

ورنه قفا ز ورطهٔ طوفان نخوردمی

با من غم خرابی عالم به کلبه‌ای

کی جفت گرددی اگر آزاد و فردمی

نفسی که گر بدان دگری مبتلا شدی

من در خلاص او به مثل حمله بردمی

یا در مدد چو مهره میان بندمی به مهر

یا گوییا که حادثه را ناگزردمی

یا کعبتین جانب خود باز مالمی

یا خود بساط حاصل خود در نوردمی

بر هر که عرضه داشتم از من کرانه کرد

گویی که صورت غم و تیمار و دردمی

از خواجگان شهر چو یاری نیافتم

گر خواجه شهریار نبودی چه کردمی

آزاد کیست حلیهٔ مردان و ای دریغ

آن دستگاه کو که من آزاد مردمی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۷۳ - نصیحتچون ترا روزگار داد به داد
  2. شمارهٔ ۴۷۴ - معماای رای ملک شه معظم
  3. شمارهٔ ۴۷۵ - در حسب حالگویند که چیست حاصل تو
  4. شمارهٔ ۴۷۶ - در موعظهای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم
  5. شمارهٔ ۴۷۷ - این قطعه در شکایت از ملکشاه و نظام‌الملک گفت و متغیر شدند و فتوحی آنرا جواب گفتکار کار ملک و دوران دوران وزیر
  6. شمارهٔ ۴۷۸ - فتوحی شاعر بفرمودهٔ شاه و وزیر جواب حکیم را گفتانوری ای سخن تو به سخا ارزانی
  7. شمارهٔ ۴۷۹ - در موعظهپیشی ز هنر طلب نه از مال
  8. شمارهٔ ۴۸۰هر آنگه که چون من نیایم نخوانی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.