پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۷۹ - در موعظه

پیشی ز هنر طلب نه از مال

اکنون باری که می‌توانی

هان تا به خیال بد چو دونان

در حال حیوة این جهانی

افزون نکنی برانچه داری

قانع نشوی بدانچه دانی

مشغول مشو به تن نه اینی

فارغ منشین ز جان نه آنی

گر جانت به علم در ترقی است

آنک تو و ملک جاودانی

ورنه چو به مرگ جهل مردی

هرگز نرسی به زندگانی

دانی چه قیاس راست بشنو

بر خود چه کتاب عشوه خوانی

زین سوی اجل ببین که چونی

زان سوی اجل چنان بمانی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۸۱ - ایضا در هجاگمان مبر که ز بی‌عیبی عمادست آن
  2. شمارهٔ ۴۸۲ - در شکایتمرا پیام فرستی همی که پرسش تو
  3. شمارهٔ ۴۸۳ - مطایبهدوش مهمان خواجه‌ای بودم
  4. شمارهٔ ۴۸۴ - در شکایتتو وزیری و منت مدحت گوی
  5. شمارهٔ ۴۸۵ - صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفتهزهی نفاذ تو در سر کارهای ممالک
  6. شمارهٔ ۴۸۶ - مدح سدید فقیهیجهان را دلم گفت لطفی کن آخر
  7. شمارهٔ ۴۸۷ - در ستایش سخن خودبزرگوارا با آنکه معرضم ز سخن
  8. شمارهٔ ۴۸۸ - در حکمت و موعظهصفه‌ای را نقش می‌کردند نقاشان چین
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.