پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۸۰

هر آنگه که چون من نیایم نخوانی

چنان باشد ایدون که آیم برانی

نخوانی مرا چون نخوانی کسی را

که مدح تو خواند چو او را بخوانی

کرا همسر خویش چون من گزینی

کرا همبر خویش چون من نشانی

ندیمی مرا زیبد از بهر آن را

که آداب آن نیک دانم تو دانی

اگر نامه باید نوشتن نویسم

به کلک و بنان دیبهٔ خسروانی

وگر شعر خواهی که گویم بگویم

هم از گفتهٔ خود هم از باستانی

وگر نرد و شطرنج خواهی ببازم

حریفانه سحر حلال از روانی

وگر هزل خواهی سبک روح باشم

نباشد ز من بر تو بیم گرانی

ز مطرب غزل آرزو در نخواهم

نگویم فلانی دگر یا همانی

نه چشمم چراگه کند روی ساقی

نه گوشم بدزدد حدیث نهانی

معربد نباشم که نیکو نباشد

که می را بود جز خرد قهرمانی

یکی کم خورم خوش روم سوی خانه

غلامی بود مر مرا رایگانی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۸۲ - در شکایتمرا پیام فرستی همی که پرسش تو
  2. شمارهٔ ۴۸۳ - مطایبهدوش مهمان خواجه‌ای بودم
  3. شمارهٔ ۴۸۴ - در شکایتتو وزیری و منت مدحت گوی
  4. شمارهٔ ۴۸۵ - صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفتهزهی نفاذ تو در سر کارهای ممالک
  5. شمارهٔ ۴۸۶ - مدح سدید فقیهیجهان را دلم گفت لطفی کن آخر
  6. شمارهٔ ۴۸۷ - در ستایش سخن خودبزرگوارا با آنکه معرضم ز سخن
  7. شمارهٔ ۴۸۸ - در حکمت و موعظهصفه‌ای را نقش می‌کردند نقاشان چین
  8. شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتن‌داریمرا دوستی گفت آخر کجایی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.