پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۸۱ - ایضا در هجا

گمان مبر که ز بی‌عیبی عمادست آن

که هجو او نکنم یا ز عجز و کم سخنی

مدیح گفت هجا کرده من بسم به عماد

برای من که هجا را بود هجا نکنی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۸۳ - مطایبهدوش مهمان خواجه‌ای بودم
  2. شمارهٔ ۴۸۴ - در شکایتتو وزیری و منت مدحت گوی
  3. شمارهٔ ۴۸۵ - صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفتهزهی نفاذ تو در سر کارهای ممالک
  4. شمارهٔ ۴۸۶ - مدح سدید فقیهیجهان را دلم گفت لطفی کن آخر
  5. شمارهٔ ۴۸۷ - در ستایش سخن خودبزرگوارا با آنکه معرضم ز سخن
  6. شمارهٔ ۴۸۸ - در حکمت و موعظهصفه‌ای را نقش می‌کردند نقاشان چین
  7. شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتن‌داریمرا دوستی گفت آخر کجایی
  8. شمارهٔ ۴۹۰ - در هجادر کف خشم و شهوت و خور و خواب
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.