پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۷۶ - در موعظه

ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم

کاندر طلب راتب هر روز بمانی

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز

تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی

نی گوشهٔ کنجی و کتابی بر عاقل

بهتر ز بسی گنج و بسی کامروانی

گر بی‌خردان قیمت این ملک ندانند

ای عقل خجل نیستم از تو که تو دانی

فرعون و عذاب ابد و ریش مرصع

موسی کلیم‌الله و چوبی و شبانی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۷۸ - فتوحی شاعر بفرمودهٔ شاه و وزیر جواب حکیم را گفتانوری ای سخن تو به سخا ارزانی
  2. شمارهٔ ۴۷۹ - در موعظهپیشی ز هنر طلب نه از مال
  3. شمارهٔ ۴۸۰هر آنگه که چون من نیایم نخوانی
  4. شمارهٔ ۴۸۱ - ایضا در هجاگمان مبر که ز بی‌عیبی عمادست آن
  5. شمارهٔ ۴۸۲ - در شکایتمرا پیام فرستی همی که پرسش تو
  6. شمارهٔ ۴۸۳ - مطایبهدوش مهمان خواجه‌ای بودم
  7. شمارهٔ ۴۸۴ - در شکایتتو وزیری و منت مدحت گوی
  8. شمارهٔ ۴۸۵ - صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفتهزهی نفاذ تو در سر کارهای ممالک
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.