پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۶۴ - در تهنیت

ای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو

چون قضای آسمان شد نافذ فی کل شیی

پیش قدرت پشت گردون از تواضع داده خم

نزد رایت روی خورشید از خجالت کرده خوی

سرو آزاد ار قبول بندگی یابد ز تو

پای تا سر هم در آن ساعت کمر بندد چو نی

نقشبند کل ز تاثیر صبای لطف تو

بوستان را نقش نیسان بندد اندر ماه دی

شاد زی کامروز در اقطاع عالم سر به سر

ای بسیطش سیر فرمان تو صد ره کرده طی

دوستان و دشمنانت در دو مجلس می‌کنند

هردو سنگ‌انداز و سنگ اندازهٔ آن تا به کی

دشمنانت تا به روز حشر سنگ‌انداز عیش

دوستانت تا به روز عید سنگ انداز می

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۶۶ای سر از کبر بر فلک برده
  2. شمارهٔ ۴۶۷ - شراب خواهدای کریمی که جرم هفت اختر
  3. شمارهٔ ۴۶۸ - در تقاضاخداوندا حریفان آمدستند
  4. شمارهٔ ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحبسحرگاهی به نزد خواجه رفتم
  5. شمارهٔ ۴۷۰ - قسمت در توبه و انابهبه خدایی که بازگشت بدوست
  6. شمارهٔ ۴۷۱ - شکایت از زمانهگر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق
  7. شمارهٔ ۴۷۲ - در هجو سیف‌الدین نامی گفتهتو ای سیف زنگ اجل چون نگیری
  8. شمارهٔ ۴۷۳ - نصیحتچون ترا روزگار داد به داد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.