پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحب

سحرگاهی به نزد خواجه رفتم

که بفزاید مرا جاهی و مالی

به دست خواجه در، ده بدر دیدم

کز آن هر بدر بود او را ملالی

درآمد مرغکی وانگه به منقار

ربود از فرق هر بدری هلالی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۷۱ - شکایت از زمانهگر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق
  2. شمارهٔ ۴۷۲ - در هجو سیف‌الدین نامی گفتهتو ای سیف زنگ اجل چون نگیری
  3. شمارهٔ ۴۷۳ - نصیحتچون ترا روزگار داد به داد
  4. شمارهٔ ۴۷۴ - معماای رای ملک شه معظم
  5. شمارهٔ ۴۷۵ - در حسب حالگویند که چیست حاصل تو
  6. شمارهٔ ۴۷۶ - در موعظهای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم
  7. شمارهٔ ۴۷۷ - این قطعه در شکایت از ملکشاه و نظام‌الملک گفت و متغیر شدند و فتوحی آنرا جواب گفتکار کار ملک و دوران دوران وزیر
  8. شمارهٔ ۴۷۸ - فتوحی شاعر بفرمودهٔ شاه و وزیر جواب حکیم را گفتانوری ای سخن تو به سخا ارزانی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.