پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۵۴ - در مرثیه

در مرثیهٔ موئیدالدین

هرکس اثری همی نماید

گفتم که تشبهی کنم نیز

باشد که تسلیی فزاید

لیکن پس از آن جهان معنی

خود طبع سخن همی نزاید

با این همه شرح حال شرطست

شرطی نه که طبع هرزه لاید

در جوف سپهر تنگدل بود

عنقا به قفس درون نیاید

می‌گفت کجاست باد فضلی

کم زین سر خاک در رباید

یزدان که گره‌گشای فضلش

بند قدر و قضا گشاید

بشنید به استماع لایق

چونان که جز آنچنان نشاید

لطفش به رسالت اجل گفت

کاین زبدهٔ صنع می چه باید

بر شاخ مزاج بلبل جانت

تا چند نوای غم سراید

گر مختصرست عالم کون

رای تو بدو نمی‌گراید

بخرام که سکنهٔ دگر هست

تا آن دگرت چگونه آید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۶صاحبا سقطهٔ مبارک تو
  2. شمارهٔ ۲۵۷ - فی الاشتیاقبه خدایی که دست قدرت او
  3. شمارهٔ ۲۵۸ - در عذربنده گر درهنر عطارد نیست
  4. شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوقروزی پسری با پدر خویش چنین گفت
  5. شمارهٔ ۲۶۰اگر انوری خواهد از روزگار
  6. شمارهٔ ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کندخسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
  7. شمارهٔ ۲۶۲ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
  8. شمارهٔ ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواستهای برقد تو راست قبای سخا و جود
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.