پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۵۶

صاحبا سقطهٔ مبارک تو

نه ز آسیب حادثات رسید

دوش این واقعه چو حادث شد

منهیی زاسمان به بنده دوید

ماجرایی از آن حکایت کرد

بنده برگویدت چنان که شنید

گفت دی خواجهٔ جهان زچمن

ناگهانی چو سوی قصر چمید

مگر اندر میان آن حرکت

چین دامن زخاک ره برچید

خاک در پایش اوفتاد وبه درد

روی در کفش او همی مالید

یعنی از بنده در مکش دامن

آسمان انبساط خاک بدید

غیرت غیر برد بر پایش

قوت غیرتش چو درجنبید

رخ ترش کرد و آستین بر زد

سیلی خصم‌وار باز کشید

خاک مسکین زبیم سیلی او

مضطرب گشت و جرم در دزدید

پای میمونش از تزلزل خاک

مگر از جای خویشتن بخزید

هم از این بود آنکه وقت سحر

دوش گیسوی شب زبن ببرید

هم از این بود آنکه زاول روز

صبح برخویشتن قبا بدرید

یا ربش هیچ تلخییی مچشان

که از این سهل شربتی که چشید

نور بر جرم آفتاب فسرد

خوی ز اندام آسمان بچکید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۸ - در عذربنده گر درهنر عطارد نیست
  2. شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوقروزی پسری با پدر خویش چنین گفت
  3. شمارهٔ ۲۶۰اگر انوری خواهد از روزگار
  4. شمارهٔ ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کندخسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
  5. شمارهٔ ۲۶۲ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
  6. شمارهٔ ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواستهای برقد تو راست قبای سخا و جود
  7. شمارهٔ ۲۶۴با خار قناعت ار بسازی یکبار
  8. شمارهٔ ۲۶۵ - مطایبهٔ ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابیحکایت است به فضل استماع فرمایند
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.