پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۶۵ - مطایبهٔ ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی

حکایت است به فضل استماع فرمایند

به شرط آنکه نگیرند از این سخن آزار

به روزگار مَلِکشه عرابیی خج کول

مگر به بارگهش رفت از قضا گهِ بار

سؤال کرد که امسال عزم حج دارم

مرا اگر بدهد پادشاه صد دینار

چو حلقهٔ در کعبه بگیرم از سرِ صدق

برای دولت و عمرش دعا کنم بسیار

چو پادشه بشنید این سخن، به خازن گفت

که آنچه خواست عَرابی برو دوچندان آر

برفت خازن و آورد و پیشِ شه بنهاد

به لطف گفت شه او را که سید این بردار

سپاس دار و بدان کاین دویست دینار است

صد است زاد تو را و کرای و پای‌افزار

صدِ دگر به خموشانه می‌دهم رشوت

نه بهر من ز برای خدای را زنهار

که چون به کعبه رسی هیچ یاد من نکنی

که از وکیل در بد تباه گردد کار

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۷آ زاده گر کریم نیابد ورا چه عجب
  2. شمارهٔ ۲۶۸ - از ممدوح التماس کفش به معما کرده استای مستفاد لطف تو اقبال آسمان
  3. شمارهٔ ۲۶۹من و سه شاعر و شش درزی و چهار دبیر
  4. شمارهٔ ۲۷۰با یکی مزاح و دو خنیاگر و سه تا حریف
  5. شمارهٔ ۲۷۱دهر و افلاک و انجم و ارکان
  6. شمارهٔ ۲۷۲ - در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقرخداوندا تو آنی کافرینش
  7. شمارهٔ ۲۷۳ - قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته استقاضی از من نصیحتی بشنو
  8. شمارهٔ ۲۷۴ - مطایبه با باغبانی که ازو کدوی تر خواستهبردم به کدوی تر بدو حاجت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.