پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۷۲ - در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر

خداوندا تو آنی کافرینش

به کلی هست چون دریا و تو در

جهان را پهلوان چون تو نباشد

زهی از تو جهان را صد تفاخر

ندارد بیشهٔ دولت چو تو شیر

نزاید مادر گیتی چو تو حر

به گیتی فتنه کی بنشستی از پای

اگز نه تیغ تو گفتیش التر

فلک با اختران گفتا که آن کیست

که هست از خیل او چشم ظفر پر

رکاب تو ببوسیدند و گفتند

الغ جاندار بک اینانج سنقر

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۷۴ - مطایبه با باغبانی که ازو کدوی تر خواستهبردم به کدوی تر بدو حاجت
  2. شمارهٔ ۲۷۵ - شکایت از روزگاراندرین دور بی‌کرانه که هست
  3. شمارهٔ ۲۷۶ - نکتهٔ پسندیدهباده خوردن به ساتکینی در
  4. شمارهٔ ۲۷۷ - در طلب شکر و عودای هنر از آتش تو بویا همچو عود
  5. شمارهٔ ۲۷۸ - در موعظههر که تواند که فرشته شود
  6. شمارهٔ ۲۷۹ - مطایبههر کس که جگر خورد و به خردی هنر آموخت
  7. شمارهٔ ۲۸۰ - در اشتیاقبه خدایی که از مشیت او
  8. شمارهٔ ۲۸۱ - در مرثیههرگز گمان مبر که کمال‌الزمان بمرد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.