پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۷۸ - در موعظه

هر که تواند که فرشته شود

خیره چرا باشد دیو و ستور

تا نکنی ای پسر ناخلف

ملک پدر در سر شیرین و شور

چیست جهان قعر تنور اثیر

خود چه تفرج بود اندر تنور

جان که دلش سیر نگردد زتن

مرغ و قفس نیست که مرده است و گور

خشم چو دندان بزند همچو مار

حرص چو دانه بکشد همچو مور

طیره توان داد ملک را به قدر

سخره توان کرد فلک را به زور

چشمهٔ خورشید شو از اعتدال

تا برهی از قصب و از سمور

خاک به شهوت مسپر چون سپهر

تا نه زنت غتفره گیرد نه پور

بو که گریبانت بگیرد خرد

خود که گرفتست گریبان عور

گیر که گیتی همه چنگست و نای

گیر که گردون همه ماهست و هور

طبع ترا زانچه که گوشیست کر

نفس ترا زانچه که چشمیست کور

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۸۰ - در اشتیاقبه خدایی که از مشیت او
  2. شمارهٔ ۲۸۱ - در مرثیههرگز گمان مبر که کمال‌الزمان بمرد
  3. شمارهٔ ۲۸۲اثر خشمش از نوش پدید آرد نیش
  4. شمارهٔ ۲۸۳ - مطایبهآزرده رفت مانا تاج‌الزمان ز ما
  5. شمارهٔ ۲۸۴روزم از روز بهتر است اکنون
  6. شمارهٔ ۲۸۵چهار چیز همی خواهم از خدای ترا
  7. شمارهٔ ۲۸۶ - در هجادی از کسان خواجه بکردم یکی سؤال
  8. شمارهٔ ۲۸۷صاحبا بهر رهی یک قدری می بفرست
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.