پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۷۳ - قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته است

قاضی از من نصیحتی بشنو

نه مطول به از طویلهٔ در

بارها گفتمت خر از کفه دور

خر بغایی مکن تو گرد آخر

پند احرار دامنت نگرفت

این به تصحیف تا قیامت حر

کیک دریاچهٔ من افکندی

وینکت سنگ اوفتاده به سر

هین که شاخ هجا به بار آمد

بیش از این بخ نام وننگ مبر

خشک ریشی گری کری نکند

هان وهان چاردست و پای شتر

این زمان بیش از این نمی‌گویم

ایها الشیخ بالسلامة مر

پس از این خون تو به گردن تو

گر بدان آریم که گویم پر

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۷۵ - شکایت از روزگاراندرین دور بی‌کرانه که هست
  2. شمارهٔ ۲۷۶ - نکتهٔ پسندیدهباده خوردن به ساتکینی در
  3. شمارهٔ ۲۷۷ - در طلب شکر و عودای هنر از آتش تو بویا همچو عود
  4. شمارهٔ ۲۷۸ - در موعظههر که تواند که فرشته شود
  5. شمارهٔ ۲۷۹ - مطایبههر کس که جگر خورد و به خردی هنر آموخت
  6. شمارهٔ ۲۸۰ - در اشتیاقبه خدایی که از مشیت او
  7. شمارهٔ ۲۸۱ - در مرثیههرگز گمان مبر که کمال‌الزمان بمرد
  8. شمارهٔ ۲۸۲اثر خشمش از نوش پدید آرد نیش
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.