پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۶۲

ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح

در معاش خویش بر قانون من کن یک مدار

ور قرارت نیست بر گفتم یقین دان کز اسف

بر فوات آن نگردی ناصبور و بی قرار

مرد باش و ترک زن کن کاندرین ایام ما

زن نخواهد هیچ مرد باتمیز و هوشیار

باشد اندر اصل خود خر پس شود تصحیف حر

آنکه خواهد اصل هر اندوه مر تیماردار

ور اسیر شهوتی باری کنیزک خر به زر

سروقدی ماه رویی سیم ساقی گلعذار

این قدردانی که چون خیزی به وقت بامداد

روی مال خویش بینی نه روی وام دار

ور به کس رغبت نداری برگذر زو برحقی

کاندرو یک نفع بینی و کدورت صد هزار

شیوهٔ اهل زمانه پیش کن بگزین غلام

در حضر بی‌بی و خاتون در سفر اسفندیار

بر زند از بهر تو دامن به وقت کاه زیر

بر زند خود را به صف کین به گاه کارزار

روز و شب دوزندهٔ خصم و عدو باشد به تیر

سال ومه باشد جماع و بوسه را پیشت چو پار

هم حریف و هم قرین و هم ندیم و هم رفیق

هم غلام و هم کنیزک هم پیاده هم سوار

تا بود بر طبع تو باری بزی با سنگ و سیم

ور ز دل گردد مزاجت هست او زر عیار

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۴با خار قناعت ار بسازی یکبار
  2. شمارهٔ ۲۶۵ - مطایبهٔ ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابیحکایت است به فضل استماع فرمایند
  3. شمارهٔ ۲۶۶ - در عذر تقصیر نرفتن پیش ممدوحگر بنده به خدمتت نیامد
  4. شمارهٔ ۲۶۷آ زاده گر کریم نیابد ورا چه عجب
  5. شمارهٔ ۲۶۸ - از ممدوح التماس کفش به معما کرده استای مستفاد لطف تو اقبال آسمان
  6. شمارهٔ ۲۶۹من و سه شاعر و شش درزی و چهار دبیر
  7. شمارهٔ ۲۷۰با یکی مزاح و دو خنیاگر و سه تا حریف
  8. شمارهٔ ۲۷۱دهر و افلاک و انجم و ارکان
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.