پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۵۵ - در مفارقت

خدایگانا نزدیک شد که صبح ظفر

زظل گوهر چترت شود سیاه وسفید

ایا وجود ترا فیض جود واهب کل

به عمر ملک سلیمان و نوح داده نوید

تویی که سایه عدلت چنان بسیط شده

که رخنه کردن آن مشکل است برخورشید

نهیب رزم تو بگسست جوشن بهرام

شکوه بزم تو بشکست بربط ناهید

شود چو غنچهٔ گل چاک ترک دشمن تو

گرش به نام تو بر سر زنند خنجر بید

برد یمین ترا سجده خامهٔ تقدیر

دهد یسار ترا بوسه خاتم جمشید

بدان خدای که خورشید آسمان را داد

جوار سکنهٔ بهرام و حجرهٔ ناهید

بدان خدای که در کارگاه صنعت کرد

رخ سیاه مه از نور آفتاب سفید

که در مفارقت بازگاه چون فلکت

مرا ز سایه به خورشید عمر نیست امید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۷ - فی الاشتیاقبه خدایی که دست قدرت او
  2. شمارهٔ ۲۵۸ - در عذربنده گر درهنر عطارد نیست
  3. شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوقروزی پسری با پدر خویش چنین گفت
  4. شمارهٔ ۲۶۰اگر انوری خواهد از روزگار
  5. شمارهٔ ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کندخسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
  6. شمارهٔ ۲۶۲ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
  7. شمارهٔ ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواستهای برقد تو راست قبای سخا و جود
  8. شمارهٔ ۲۶۴با خار قناعت ار بسازی یکبار
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.