پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوق

روزی پسری با پدر خویش چنین گفت

کان مردک بازاری از آن زرق چه جوید

گفتا چه تفحص کنی احوال گروهی

کز گند طمعشان سگ صیاد نبوید

عاقل به چنان طایفهٔ دون نگراید

مردم به سوی مزبله و جیفه نپوید

بازار یکی مزرعهٔ تخم فسادست

زان تخم در آن خاک چه پاشی که چه روید

امید مکن راستی از پشت بنفشه

تا روی تو چون لاله به خونابه نشوید

قولی نبود راست‌تر از قول شهادت

زان در همه بازار یکی راست نگوید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کندخسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
  2. شمارهٔ ۲۶۲ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
  3. شمارهٔ ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواستهای برقد تو راست قبای سخا و جود
  4. شمارهٔ ۲۶۴با خار قناعت ار بسازی یکبار
  5. شمارهٔ ۲۶۵ - مطایبهٔ ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابیحکایت است به فضل استماع فرمایند
  6. شمارهٔ ۲۶۶ - در عذر تقصیر نرفتن پیش ممدوحگر بنده به خدمتت نیامد
  7. شمارهٔ ۲۶۷آ زاده گر کریم نیابد ورا چه عجب
  8. شمارهٔ ۲۶۸ - از ممدوح التماس کفش به معما کرده استای مستفاد لطف تو اقبال آسمان
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.