پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۵۳

بر کار جهان دل منه ایرا که نشاید

کین خوبی و ناخوبی هم دیر نپاید

چندان که بگفتم مهل کاخر روزی

آن سیم سیه گردد و آن حلقه بساید

پندم نپذیرفتی و خوکی شدی آخر

وامروز در این شهر کسی خوک نگاید

هم با دل پر دردی و هم با رخ پر موی

ای سرو لقا محنت از این بیش نیاید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۵ - در مفارقتخدایگانا نزدیک شد که صبح ظفر
  2. شمارهٔ ۲۵۶صاحبا سقطهٔ مبارک تو
  3. شمارهٔ ۲۵۷ - فی الاشتیاقبه خدایی که دست قدرت او
  4. شمارهٔ ۲۵۸ - در عذربنده گر درهنر عطارد نیست
  5. شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوقروزی پسری با پدر خویش چنین گفت
  6. شمارهٔ ۲۶۰اگر انوری خواهد از روزگار
  7. شمارهٔ ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کندخسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
  8. شمارهٔ ۲۶۲ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.