پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷

زهی کارت از چرخ بالا گرفته

حدیثت ز چین تا به صنعا گرفته

رکاب ترا چرخ توسن بسوده

عنان ترا بخت والا گرفته

به نامت هنر فال فرخنده جسته

به یادت خرد جام صهبا گرفته

زهی نعل شبدیز و لعل کلاهت

ز تحت‌الثری تا ثریا گرفته

به هنگام جود و به گاه سخاوت

دل و همتت رسم دریا گرفته

ز لفظ خطیبان مدحت سرایت

همه عرصهٔ عالم آوا گرفته

به یک حمله در خدمت شاه عالم

همه ملک جمشید و دارا گرفته

به فر و به اقبال سلطان عالم

سر و افسر و ملک دنیا گرفته

زمان و زمین را بساط کلامت

چو خورشید بالا و پهنا گرفته

سر تیغت از خون او داج دشمن

ز شنگرف و سیماب سیما گرفته

گه از خون دل رنگ یاقوت داده

گه از رنگ خون رنگ مینا گرفته

تویی سرفرازی که هست آفرینت

ز اقصای چین تا به بطحا گرفته

من مدح‌خوان را شب و روز نکبت

در انواع تیمار تنها گرفته

ز آمیزش عالم و طبع عالم

دلم نفرت و طبع عنقا گرفته

شب محنت من ز امداد فکرت

درازی شبهای یلدا گرفته

مرا صنعت چرخ توسن شکسته

مرا صولت دهر رعنا گرفته

گهم نکبت چرخ اخضر گرفته

گهم حلقهٔ دام سودا گرفته

من از وحشت دل سوی حضرت تو

چو موسی ره طور سینا گرفته

ز خورشید رای تو و نور دستت

همه دهر نور تجلی گرفته

ز برهان جیب تو و معجزاتت

سواد زمین دست بیضا گرفته

من اندر شکایات امروز و امشب

در عشوهٔ شب ز فردا گرفته

سر دامن و آستین بلا را

چو وامق سر زلف عذرا گرفته

ز بس دهشت‌جان و دل دست کل را

رها کرده و پای اجزا گرفته

ز قرآن ربوده کمال فصاحت

وز انجیل خط معما گرفته

در خدمتت اختیاری نمانده

در حضرتت جمع غوغا گرفته

همیشه که نامست از حسن یوسف

جهانی حدیث زلیخا گرفته

بمان ای خداوند و مخدوم عالم

که هست از تو دین قدر والا گرفته

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادلزهی ز عدل تو خلق خدای آسوده
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح صاحب جلال الدین احمد مخلصای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیده
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح امیر اجل فخرالدین ابوالمفاخر معروف به آبیدو عیدست ما را ز روی دو معنی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح سیدالسادات جعفر علویای به درگاه تو بر قصه‌رسان صاحب ری
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهرویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح فخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمهآخر ای قوم نه از بهر من از بهر خدای
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیجشن عید اندرین همایون جای
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.