پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادل

زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده

ز خسروان چون تویی در زمانه نابوده

جهان به تیغ درآورده جمله زیر نگین

پس از تکبر دامن بدو نیالوده

ز شیر بیشهٔ سلجوقیان به یک جولان

شکاریی که به صد سال کرده بربوده

هزار بار ز بهر طلایهٔ حزمت

بسیط خاک جهان بادوار پیموده

چو دیده نیستیی بی‌سال بخشیده

چو دیده عاجزیی بی‌ملال بخشوده

زبان نداده به جود و عطا رسانیده

وعید کرده به جرم و جزا نفرموده

ز حفظ عدل تو مهتاب در ولایت تو

طراز توزی و تار قصب نفرسوده

به دست فتح و ظفر بر سپهر دولت خصم

سپاهت از گل قهر آفتاب اندوده

دو گشته خانهٔ خورشید کی به روز مصاف

چو شیر رایت تو سر بر آسمان سوده

هنوز مطرب رزمت نبرده زخمه به گوش

که گوش ملک تو تکبیر فتح بشنوده

به روز حرب کسی جز کمان ز لشکر تو

ز هیچ روی به خصم تو پشت ننموده

ز بیم تیغ تو جز بخت دشمن تو کسی

در آن دیار شبی تا به روز نغنوده

اثر ز دود خلافت به روزنی نرسید

که عکس تیغ تو آتش نزد در آن دوده

ز خصم تونرود خون چو کشته گشت که خون

ز رگ چگونه رود کز دو دیده پالوده

از آن زمان که ظفر پرچم تو شانه زده است

ز زنگ جور کدام آینه است نزدوده

قضاست امر تو گویی که از شرایط او

نه کاسته است فلک هرگز و نه افزوده

ز سعی غنچهٔ پیکان تست گلبن فتح

شکفته دایم و افتاده توده بر توده

شمایل تو به عینه نتایج خردست

که همگنانش پسندیده‌اند و بستوده

ز تست نصرت دین وز خدای نصرت تو

دراز باد سخن‌تان که نیست بیهوده

تو می‌روی و زمین و زمان همی گویند

زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح امیر اجل فخرالدین ابوالمفاخر معروف به آبیدو عیدست ما را ز روی دو معنی
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح سیدالسادات جعفر علویای به درگاه تو بر قصه‌رسان صاحب ری
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهرویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح فخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمهآخر ای قوم نه از بهر من از بهر خدای
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیجشن عید اندرین همایون جای
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ - مدح ابوالمفاخر امیر فخرالدین میرآب مرو معروف به آبیای قبلهٔ کوی خاکی و آبی
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمتای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعری
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.