پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳

زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی

علو قدر تو برهان آسمان دعوی

به اهتمام تو دایم عمارت عالم

ز التفات تو خارج عداوت دنیی

تویی که مفتی کلک تو در شریعت ملک

به امر و نهی امور جهان دهد فتوی

تویی که منهی رای تو بی‌وسیلت وحی

ز گرم و سرد نهان قضا کند انهی

سپهر گفت به جاه از زمانه افزونی

به صدهزار زبان هم زمانه گفت آری

چو کان عریق بود گوهرش نفیس آید

شناسد آنکه تامل کند در این معنی

کدام گوهر و کان عریق‌تر که بود

گهر محمد مسعود و کان علی یحیی

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح فخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمهآخر ای قوم نه از بهر من از بهر خدای
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیجشن عید اندرین همایون جای
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ - مدح ابوالمفاخر امیر فخرالدین میرآب مرو معروف به آبیای قبلهٔ کوی خاکی و آبی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمتای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعری
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح دستور جلال‌الدین عمرای چو عقل اول از آلایش نقصان بری
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح صدر معظم فخرالدین محمدبن ابراهیم سریحکم یزدان اقتضا آن کرده بودست از سری
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ - در صفت بزم و مدح ملک اعظم عماد الدین فیروزشاه و دستور بزرگحبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - مدح خاقان اعظم رکن‌الدین قلج طفغاج خانای ترا گشته مسخر حشم دیو و پری
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.