پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - مدح خاقان اعظم رکن‌الدین قلج طفغاج خان

ای ترا گشته مسخر حشم دیو و پری

کوش تا آب سلیمان پیمبر نبری

زانکه در نسبت ملک تو که باقی بادا

هست امروز همان رتبت پیغامبری

تویی آن سایهٔ یزدان که شب چتر تو کرد

آنکه در سایهٔ او روز ستم شد سپری

نامهٔ فتح تو سیاره به آفاق برد

که بشارت بر فتح تو نشاید بشری

خسروا قاعدهٔ ملک چنان می‌فکنی

ملکا جادهٔ انصاف چنان می‌سپری

که بدین سدهٔ ناموس فریدون بکنی

که بدان پردهٔ آواز کسری بدری

تو که صد سد سکندر کنی از گرد سپاه

خویشتن را سزد ار صد چو سکندر شمری

ای موازی نظر رای ترا نقش قدر

چه عجب ناقد اسرار قضا و قدری

رای اعلای ترا کشف شود حالت بلخ

گر برحمت سوی آباد و خرابش نگری

در زوایاش همه طایفه‌ای منقطعند

بوده خواهان تو عمری به دعای سحری

تو سلیمانی و این طایفه موران ضعیف

همه از خانه برون و همه از دانه بری

ظاهر و باطن ایشان همه پای ملخ است

چو شود کز سر پای ملخی درگذری

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح صدر اجل خواجه مجیرالدین محمدزهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح سلطان اعظم سنجربن ملکشاهای ز تیغ تو در سرافرازی
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ناصرالدین طوطی‌بکای رفته به فرخی و فیروزی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ای کرده ز تیغت فلک تحاشی
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - مدح ناصرالدین طوطی‌بیک و عضدالدین کندکزیافت احوال جهان رونق جاویدانی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیدلم ای دوست تو داری دانی
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح مجدالدین ابوالحسن‌العمرانی اذا شرفه السطان بالتشریفاختیار سکندر ثانی
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمال‌الدین عارضای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.