پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷

ای کرده ز تیغت فلک تحاشی

فتحت ز حشم نصرت از حواشی

پیروزی و شاهی ترا مسلم

بر جملهٔ آفاق بی‌تحاشی

در بندگی تو سپهر و ارکان

یکسان شده از روی خواجه تاشی

هندوی تو یعنی که جرم کیوان

بهرام فلک را وثاق باشی

پیشانی شیر فلک خراشد

روباه درت آسمان خراشی

از سایهٔ رایت زمانه پوشی

وز دامن همت ستاره پاشی

گر هندسهٔ مدح تو نبودی

قادر که شدی بر سخن تراشی

ای روز جهان از تو عید دولت

آن روز مبادا که تو نباشی

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیدلم ای دوست تو داری دانی
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح مجدالدین ابوالحسن‌العمرانی اذا شرفه السطان بالتشریفاختیار سکندر ثانی
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمال‌الدین عارضای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در عذر نارفتن عیادت و مدح صدر معظم مجدالدین ابوالحسن عمرانیای بر سر کتاب ترا منصب شاهی
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح عمادالدین پیروزشاه عادلزهی بگرفته از مه تا به ماهی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴ - در مدح عمادالدین پیروزشاه عادلای برده ز شاهان سبق شاهی
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح سید ساداتبا خاک در تو آشنایی
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶ - در مدح عزیزالدین طغرائیخرد را دوش می‌گفتم که ای اکسیر دانایی
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.