پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح سلطان سنجر

ای نهال مملکت از عدل تو بر یافته

وی همای سلطنت از عدل تو پر یافته

در جهانداریت گردون فتنه در سر داشته

وز ملکشاهیت عالم رونق از سر یافته

از مثال تو جهان در نقش الله المعین

مایهٔ کافور خشک و عنبر تر یافته

بی‌نهیب روز محشر طالبان آخرت

در جوار صدر تو طوبی و کوثر یافته

از شمر اعجاز تو اسباب دریا ساخته

وز عرض اقبال تو آثار جوهر یافته

روضهای خطهٔ اسلام در ایام تو

از بهار عدل تو هم زیب و هم فر یافته

شاخهای دوحهٔ انصاف در اقلیم تو

از نمای فضل تو هم برگ و هم بر یافته

مدت همنام تو از سعی تیغ و کلک تو

در ثبات عمر تو بی‌روز محشر یافته

پایهٔ تخت ترا هنگام بوسیدن خرد

از ورای قلعهٔ نه چرخ برتر یافته

گمرهان آفرینش در شب احداث دهر

از فروغ صبح تایید تو رهبر یافته

گاه ضرب و طعن در میدان زبان رمح تو

رام نطق از گفتن الله اکبر یافته

آسمان را بر زمین در لحظه‌ای اندیشه‌وار

مرکب اندیشه رفتار تو اندر یافته

دیده بر خاک جناب تو به روز بار تو

جلوگاه از چهرهٔ فغفور و قیصر یافته

از برای چشمهٔ حیوان مدحت جان و عقل

وهم را در صحبت عزم سکندر یافته

همچو ابناء هنر از بهر حاجت سال و ماه

چرخ را دربان تو چون حله بر در یافته

کیسه از جود تو سلطان و رعیت دوخته

بهره از بر تو درویش و توانگر یافته

ناظران علوی و سفلی ز بذل عام تو

بحر و کان را در فراق گوهر و زر یافته

تا دماغ کاینات از خلق تو مشکین شود

خلقت تو در ازل خلق پیمبر یافته

تا همی در بزم گیتی باشد از جنس نبات

در دماغش از دل و جان جام و ساغر یافته

خسروی را نسبت فیروزی از نام تو باد

خسروان از خاک درگاه تو افسر یافته

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷زهی کارت از چرخ بالا گرفته
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح عمادالدین فیروز شاه عادلای تیغ تو ملک عجم گرفته
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادلزهی ز عدل تو خلق خدای آسوده
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح صاحب جلال الدین احمد مخلصای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیده
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح امیر اجل فخرالدین ابوالمفاخر معروف به آبیدو عیدست ما را ز روی دو معنی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح سیدالسادات جعفر علویای به درگاه تو بر قصه‌رسان صاحب ری
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهرویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.