پرش به محتوای اصلی
عمعق بخاری عمعق بخاری

مقطعات و اشعار پراکنده

شمارهٔ ۳

آن نه زلفست آنکه او برعارض رخشان نهاد

صورت ظلمست کو بر عدل نوشروان نهاد

توبه و سوگند ما را تاب از هم باز کرد

زلف را تا تاب داد و بر رخ رخشان نهاد

بوسه گر بر سنگ بدهد سنگ گردد چون شکر

یا رب، این چندین حلاوت بر لبی نتوان نهاد!

ادامه‌ی مقطعات و اشعار پراکنده

  1. شمارهٔ ۵گله‌ها دارم و نگویم از آنک
  2. شمارهٔ ۶روز رزم او چو رایتهای او صف برکشند
  3. شمارهٔ ۷ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل
  4. شمارهٔ ۸با جام باده در وطن امروز برفروز
  5. شمارهٔ ۹کند گر تموّج هیولای اولی
  6. شمارهٔ ۱۰بس که بخشد کف تو دُر و گهر
  7. شمارهٔ ۱۱اندر زمانه جود تو تنگی رها نکرد
  8. شمارهٔ ۱۲گرفت آب کاشه ز سرمای سخت
همه‌ی مقطعات و اشعار پراکنده ←

عمعق بخاری درباره‌ی عمعق بخاری

امیرالشعرا شهاب‌الدین عَمعَق بُخاری (زادهٔ ۴۴۰ هجری قمری در بخارا، درگذشتهٔ ۵۴۲ یا ۵۴۳ قمری) مُکَنی به ابوالنجیب و ملقب به شهاب الدین و امیرالشعراء، از شاعران پارسی گوی سدهٔ پنجم و ششم قمری در ماوراءالنهر است. او به درگاه پادشاهان آل افراسیاب تعلق داشت و چند تن از امیران آن را مدح کرده‌است. اشعار وی آکنده از صنایع بدیع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.