پرش به محتوای اصلی
عمعق بخاری عمعق بخاری

مقطعات و اشعار پراکنده

شمارهٔ ۸

با جام باده در وطن امروز برفروز

آن گوهری که هست مدد در صفای جان

قد بلند او به مَثَل مِثلِ نارون

رنگ عجیب او به صفت رنگ ناردان

بیگانه از ستاره ولیکن ستاره‌بار

بی بهره از عقیق ولیکن عقیق‌سان

رخشان‌ترست پیکرش از جنس آفتاب

پیچان‌ترست قالبش از شاخ خیزران

در گوش او ز گوهر چرخست گوشوار

بر فرق او ز مشک سیاهست طیلسان

شنگرف را به گونه دلیل معین است

لیکن همی نماید زنگار ازو دخان

چون خاطر کریم صفا اندرو پدید

چون همت بلند جوادی درو عیان

چون بر زمین ز پیکر خود سایه افگند

سوی سپهر پشه زرین شود روان

نقصان کجا رسد به طبایع ز روزگار

تا اوست بر سپاه طبایع خدایگان

ادامه‌ی مقطعات و اشعار پراکنده

  1. شمارهٔ ۱۰بس که بخشد کف تو دُر و گهر
  2. شمارهٔ ۱۱اندر زمانه جود تو تنگی رها نکرد
  3. شمارهٔ ۱۲گرفت آب کاشه ز سرمای سخت
  4. شمارهٔ ۱۳گر نیستی درون دلم آتش فراق
  5. شمارهٔ ۱۴به عمان قَدْرت فلک چون حباب
  6. شمارهٔ ۱۵به بزم وصال تو هر جرعه‌ای
  7. شمارهٔ ۱۶جهان چو چشم نگاران خرگهی گردد
  8. شمارهٔ ۱۷مردم چشمم چو مرکز، پلک چون برهون شود
همه‌ی مقطعات و اشعار پراکنده ←

عمعق بخاری درباره‌ی عمعق بخاری

امیرالشعرا شهاب‌الدین عَمعَق بُخاری (زادهٔ ۴۴۰ هجری قمری در بخارا، درگذشتهٔ ۵۴۲ یا ۵۴۳ قمری) مُکَنی به ابوالنجیب و ملقب به شهاب الدین و امیرالشعراء، از شاعران پارسی گوی سدهٔ پنجم و ششم قمری در ماوراءالنهر است. او به درگاه پادشاهان آل افراسیاب تعلق داشت و چند تن از امیران آن را مدح کرده‌است. اشعار وی آکنده از صنایع بدیع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.