پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی

رباعیات

۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ گر رشک برد فرشته بر پاکی ما
  2. شمارهٔ ۲ سالی است که پای در گلی نیست مرا
  3. شمارهٔ ۳ محکوم قضا، که بنده خوانند او را
  4. شمارهٔ ۴ زان شب که نهاد روی بر بالش ما
  5. شمارهٔ ۵ تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب
  6. شمارهٔ ۶ ای داروی جان خستگانت، در لب
  7. شمارهٔ ۷ بر ما رقم خطا‌پرستی همه هست
  8. شمارهٔ ۸ تن دردادم به درد عاشق فکنت
  9. شمارهٔ ۹ بر عرض تو، گر عارضه یی چیر شدست
  10. شمارهٔ ۱۰ تا عاقلهٔ ما دل دیوانهٔ ماست
  11. شمارهٔ ۱۱ گردون بلندقدر، همتای تو نیست
  12. شمارهٔ ۱۲ پیراهن دل، محنت و اندوه بس است
  13. شمارهٔ ۱۳ چون دایره‌ی لب تو‌، در هم پیوست
  14. شمارهٔ ۱۴ هر چند ز تو به‌ما رسد فریاد است
  15. شمارهٔ ۱۵ تا شربت عاشقی چشیدم ز غمت
  16. شمارهٔ ۱۶ در نامه‌ی تو‌، قلم چو گردن بفراشت
  17. شمارهٔ ۱۷ در رهگذر باد، چراغی که توراست
  18. شمارهٔ ۱۸ تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
  19. شمارهٔ ۱۹ یکدل چه کند، هزار جانبازی کرد
  20. شمارهٔ ۲۰ دل دوش دم از هوای دلبر می‌زد
  21. شمارهٔ ۲۱ چندانکه مجال وهم انسان باشد
  22. شمارهٔ ۲۲ دردا که ز عمر مایه‌ی سود نماند
  23. شمارهٔ ۲۳ تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
  24. شمارهٔ ۲۴ حاشا که ز دل، مهر تو آسان برود
  25. شمارهٔ ۲۵ خاک قدم تو، آب خورشید بَرَد
  26. شمارهٔ ۲۶ این بس، که ز چشم من گهر خواهد چید
  27. شمارهٔ ۲۷ دست تو، کزو گنج گهر می‌زاید
  28. شمارهٔ ۲۸ در بند تو بی‌وفا‌ست دل‌، چه توان کرد‌؟
  29. شمارهٔ ۲۹ صد پاره وجود را فرو بیخته‌اند
  30. شمارهٔ ۳۰ امشب منم و وصال آن سرو بلند
  31. شمارهٔ ۳۱ ایزد دلکی مهر‌فزایت بدهاد
  32. شمارهٔ ۳۲ آن سرو خرامان به چمن، بازرسید
  33. شمارهٔ ۳۳ ما را خط تو داد وفاداری داد
  34. شمارهٔ ۳۴ بر شاخ شکر‌، لعل تو دُرها پرورد
  35. شمارهٔ ۳۵ بر من چو فراق آن بهشتی گذرد
  36. شمارهٔ ۳۶ چون بی رخ دلبر است ایام بهار
  37. شمارهٔ ۳۷ امروز میی در کف و یاری در پیش
  38. شمارهٔ ۳۸ روزم همه چون شب آمد، از درد فراق
  39. شمارهٔ ۳۹ هر شب ز دل و چشم خود ای شمع چگل
  40. شمارهٔ ۴۰ در خواب شبی، هم‌نفس یار شدم
  41. شمارهٔ ۴۱ آنم که برد رشک بر امروز، دی‌ام
  42. شمارهٔ ۴۲ تا دست به چشم شوخ و تنگش داریم
  43. شمارهٔ ۴۳ جوینده آن خاطر عاطر ماییم
  44. شمارهٔ ۴۴ دل، بر تو بدل نمی گزیند چه کنم
  45. شمارهٔ ۴۵ غمگین دلکی، ز راه دور آوردم
  46. شمارهٔ ۴۶ بنشین و ز دل هوای خوبان بنشان
  47. شمارهٔ ۴۷ عشق تو، کزو چاک زدم پیراهن
  48. شمارهٔ ۴۸ من بودم و دوش، یار سیمین تن من
  49. شمارهٔ ۴۹ سودای میان تهی، ز دل بیرون کن
  50. شمارهٔ ۵۰ حسن نباید که بود بیش از این
  51. شمارهٔ ۵۱ چشمم که همیشه جوی خون آید از او
  52. شمارهٔ ۵۲ دل بسته اوست چون جدا مانده از او
  53. شمارهٔ ۵۳ لطفی است ز لعل دلستان آخر تو
  54. شمارهٔ ۵۴ تا از بر من برفتی ای بینائی
  55. شمارهٔ ۵۵ گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی
  56. شمارهٔ ۵۶ گر با من دُردخواره داری سرِ می
  57. شمارهٔ ۵۷ نی گفت که پای در گلم بود بسی
  58. شمارهٔ ۵۸ ای خالق ذوالجلال وای بار خدای
  59. شمارهٔ ۵۹ گه طعمه‌ مور، اژدهایی سازی
  60. شمارهٔ ۶۰ شبها، ز تو من دور و تو یار دگری

متن اشعار به نقل از گنجور.