پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

رباعیات

شمارهٔ ۶

ای داروی جان خستگانت، در لب

گردون ز تو سرگشته و خورشید، به تب

روز از رخ تو، چو شعله ای وام کند

تا حشر شود، دریده پیراهن شب

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸تن دردادم به درد عاشق فکنت
  2. شمارهٔ ۹بر عرض تو، گر عارضه یی چیر شدست
  3. شمارهٔ ۱۰تا عاقلهٔ ما دل دیوانهٔ ماست
  4. شمارهٔ ۱۱گردون بلندقدر، همتای تو نیست
  5. شمارهٔ ۱۲پیراهن دل، محنت و اندوه بس است
  6. شمارهٔ ۱۳چون دایره‌ی لب تو‌، در هم پیوست
  7. شمارهٔ ۱۴هر چند ز تو به‌ما رسد فریاد است
  8. شمارهٔ ۱۵تا شربت عاشقی چشیدم ز غمت
همه‌ی رباعیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.