پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

رباعیات

شمارهٔ ۴۸

من بودم و دوش، یار سیمین تن من

جمعی ز نشاط و عیش، پیرامن من

آنها، همه صبحدم پراکنده شدند

جز خون جگر، که ماند در دامن من

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵۰حسن نباید که بود بیش از این
  2. شمارهٔ ۵۱چشمم که همیشه جوی خون آید از او
  3. شمارهٔ ۵۲دل بسته اوست چون جدا مانده از او
  4. شمارهٔ ۵۳لطفی است ز لعل دلستان آخر تو
  5. شمارهٔ ۵۴تا از بر من برفتی ای بینائی
  6. شمارهٔ ۵۵گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی
  7. شمارهٔ ۵۶گر با من دُردخواره داری سرِ می
  8. شمارهٔ ۵۷نی گفت که پای در گلم بود بسی
همه‌ی رباعیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.