پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

رباعیات

شمارهٔ ۴۶

بنشین و ز دل هوای خوبان بنشان

کاین قوم، ز مردمی ندارند نشان

یاری که در او، وفا نبینی مطَلَب

شاخی که در او میوه نباشد منشان

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۸من بودم و دوش، یار سیمین تن من
  2. شمارهٔ ۴۹سودای میان تهی، ز دل بیرون کن
  3. شمارهٔ ۵۰حسن نباید که بود بیش از این
  4. شمارهٔ ۵۱چشمم که همیشه جوی خون آید از او
  5. شمارهٔ ۵۲دل بسته اوست چون جدا مانده از او
  6. شمارهٔ ۵۳لطفی است ز لعل دلستان آخر تو
  7. شمارهٔ ۵۴تا از بر من برفتی ای بینائی
  8. شمارهٔ ۵۵گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی
همه‌ی رباعیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.